شمس تبریزی و مولانا
نگاره دوم: عيد يعني پدر مي گويد ميوه كيلويي هزار و پانصد تومان شده، گوشت كيلويي هفت هزار تومان، عيد يعني امسال هم لباس نو نداريم، عيد يعني كفش هايمان پاره شده است، عيد يعني دلمان به حال پدر سوختن كه آهسته به مادر مي گويد بقال محل ديگر نسيه قبول نمي كنه، عيد يعني يك قرص نان، حسرت خوردن پلو با مرغ، عيد يعني تير و تخته هاي كهنه را سابيدن، عيد يعني دست سرد مادركه نيمه شب عيدي هايت را از زير بالشت بر مي دارد، يعني آرزوي پيدا كردن يك اسكناس سبز هزاري توي خيابان، عيد يعني عرق سرد روي پيشاني پدر، خجالت مادر. نگاره سوم: عيد يعني بيمارستان، يعني مريضي كه چشم به در دوخته تا شايد كسي به عيادتش بيايد، عيد يعني خوش يمن بودن سال نو براي بهبودي بيماري، عيد يعني دلتنگ بودن براي خانواده كه كاش دور سفره ي هفت سين كنارشان بودم و قطره اي اشك بر روي گونه، عيد يعني عيدي مريضي كه با لبخند پرستار سفيدپوش تمام مي شود. نگاره چهارم: عيد يعني ادكلن فرانسوي، شيريني هاي مختلفي كه هر كدام بايد يك رنگ باشند، عيد يعني خوشحالم كه مي دانم امسال چه رنگي مد است، عيد يعني مبل ها را بايد عوض كنم، رنگ فرش ها با ديوارها سازگار نيست، عيد يعني وفاداري به شعار پولدارم پس هستم، يعني ديدن فاميل، عيد يعني چشم و هم چشمي. نگاره پنجم: عيد يعني پرورشگاه، يعني امروز هم منتظرت شدم و تو نيامدي، يعني مددكارها مهربانند اما هيچ كدام جاي تو را نمي گيرند، عيد يعني دلم مي خواهد دست بكشي روي سرم، برايم اسباب بازي بياوري، عيد يعني من به بچه هايي كه پدر دارند حسوديم مي شود، يعني دلم مي خواهد مادري باشد كه وقتي سال نو شد گونه ام را ببوسد. نگاره ششم: عيد يعني هفت چيدن هفت سين توي يك اتاقك حلبي بالاي سنگ قبري سرد، يعني عكس از من و او كنار هم، عيد يعني دلتنگي، يعني دلم مي خواست اينجا بود هر چند سال هاست كه رفته است، عيد يعني هويزه، خارك، مجنون، يعني يك پلاك، مشتي خاكستر، عيد يعني تابوتي پوشيده با پرچم سه رنگ، عيد يعني بو كردن چفيه اي كه جا گذاشت، يعني هر لحظه او را ديدن كه براي بار آخر نگاهم مي كند و دست تكان مي دهد، يعني خوابش را ديدن، عيد يعني تكرار صدايش وقتي گفت: »جنگ كه تمام شد بر مي گردم«، عيد يعني برگشتن چند استخوان سپيد كه همه او بود. نگاره هفتم: عيد يعني همان اتفاق تكراري هر سال كه كهنه نمي شود، عيد يعني يك شاخه گل، چند حبه قند، يك استكان چاي، يعني »حال شما بهتره؟«، عيد يعني »حول حالنا الي احسن الحال...«، يعني يك رسم ناب، بي بدعت، فرصت ديدار، يعني هر جا كه باشي، چه در خانة ويلايي، چه در دخمه اي تاريك، چه در بيمارستان، چه در پرورشگاه، لحظه مشتركي هست در اولين صفحه تقويم، كه تو را با ميليون ها آدم ديگر، در انتظار آمدنش شريك مي كند و آن قدر كوتاه است كه نيامده تمام مي شود.![]()
| Design By : Night Skin |


