تبليغاتX
دارالصفای خوی، مدفن شمس تبریزی - خوي در عصر شمس تبريزي

با تقدير و سپاس از عموم برگزاركنندگان اين كنگره بزرگ و تاريخي و بـا عـرض خـيــر مـقـدم بــه عـمـوم مـهـمـانـان داخـلـي و خـارجـي مسئولان محتـرم نـظام جمهوري اسلامي ، دانـشمنـدان و فـرهيخـتـگان  بويـژه رياست محترم مجلس شـوراي اسلامي  جناب دكتر حداد عادل.

اينجانب بعنوان يك طلبه در حوزه علميه قم از سالهاي 49 و 50 بـا نـام مـبـارك دكـتـر حـداد آشـنـا شدم و در محافل طلبگي و دانشجـوئـي از ايـشان بـعنوان دانشمند جـوان مكتـبـي و از جمله طـراحـان و تئوريسين هـاي جـنـبش دانـشجوئي نام برده مي شد انشاء ا... در اين كنگره از محضر ايشان بهره لازم را خواهيم برد.

 سه عنصر اساسي و محوري در اين كنگره عرفاني مورد توجه و عنايت بزرگان است .

1ـ شاعر و عارف نامي جلال الدين محمد مولوي و مـريد شمس تبريزي.

2ـ عـارف بلنـد آوازه ، مـرشـد و مراد مولانا يعني شمس الحق تبـريـزي .

3ـ دار المـؤمنـيـن خـوي مـرقد و مــزار الداعي الي الخير شمس تبريزي .

مولـوي شناسان بـزرگ در سخنراني ها و مقالات خود مطالب زيادي از مـولانا جلال الدين مولـوي در حـق مراد و مرشد خويش شمس تبريزي در قالب شـعـر و نـثـر  بـيـان فـرمـودنـد بـه نـظـر مـي رسـد كوتاه ترين و درعين حال پر مغزترين آنها اين چند جمله عربي است كه مي فرمايد :

اَلْمُولَي الاَعَزّ اَلدّاعِي اِلَي الْخَيْرِخُلاصَةُ الاَرْواح  سِـرُّ الْمِشْكاةِ وَ الزُّجاجَـةِ وَ الْمِصْـباحِ

 شَـمْـسُ الْــحَــقِّ  وَ  الــدِّيــنِ نُورُ الله فِي الاَوَّلينَ وَ الآخَرين

خوي در عصر شمس :

يـكي از مـوضـوعـاتـي كـه ضـرورت دارد مـورد عـنـايـت و تـوجـه ويـژه دانـشمـنـدان و فـرهـيـخـتگان در ايــن كـنـگـره قـرار بـگـيـرد زمـيـنـه ها و جـذابـيـت هـاي عـلـمـي و عـرفـانـي خـوي در عـصــر شمس مي بـاشد كه موجب گـرديـده اين عارف بزرگ همانند ساير دانشمندان و عارفان به اين خطه ولايت مدار و عالم خيزكشيده شود.

بدليل نبود فرصت به دو  سه گزارش به صورت فهرست در اين زمينه اكتفا مي كنم .

1ـ سمعاني از دانشمندان قرن ششم در كتاب الانساب در توضيح نام خوي مي نويسد : وَ هِـيَ اِحدي بِـلادِ آذَربايجان وَ خَرَجَ مِنها جَماعَةٌ مِنَ القُدَماءِ

و  14  نفر از دانشمندان آن عصر خوي را نام مي برد .

2ـ حَمَوي از دانشمندان قـرن ششم در كتاب معجم البلدان تـعـدادي از شـعرا ، فـقها ، محدثان ، مفسران و طبيبان خوي را نـام مي برد.

3ـ  فيروز آبادي از دانشمندان قرن هفتم در كتـاب قـامـوس اللغـة مي نويسد:

خـوي شهري است در آذربايجان و از آن محدثين زيادي برخاسته اند و تعدادي از آنان را نام مي برد.

 4ـ زبيدي در تاج العروس كه شرح بر قاموس است عده ديگري از دانشمندان خوي را در رشته هاي مختلف علوم نام مي برد .

5ـ در قرنهاي  6  و  7  دو نـفـر از دانشمندان خـوي بنام شمس الدين احمد خوئي و فرزندش شهاب الدين محمد خوئي از اين شهر به سوي شامات هجرت مي كنند .

و به ترتيب قاضي القضاتي شهر دمشق و مديريت مـدرسـه عـالـي آن شـهـر را بـر عهده مي گيرند .

پـدر ( احمد خوئي ) تـفسيـر نـيـمـه تـمام فـخـر رازي را تـكمـيـل مي‌كـنــد.

پـسـر ( محمد خوئي ) از نـظـر دانـش و تـأثـيـر گـذاري در مـنـطـقـه شـامـات در حدي بوده كه زمالكاني از پدرش كه شاگرد محمد خوئي بوده نقل ميكند:

اگر خداوند مقدر نمي فرمود كه شهاب الدين محمد خوئـي بـه دمشق بـيـايد و تدريس كند از بـيـن مـا اهـل فـضـلـي ظـاهــر نـمــي شـد . اشعار شهاب الدين :

چنـد نمونـه از اشعار عـرفاني شهاب الدين كه صفدي در الوافي بالوفيات آورده چنين است :

اَمّـا سِـواكَ فَـبـابَـهُ  لا اَطْـرُقُ/ حَسْبي كَريمٌ جُـودُهُ مُتَدَفِّقُ

بِجِبـالِ جُـودِكَ لا يَـزالُ تَعَلُّـقي/ ما خابَ يُوماً مَنْ بِها يَتَعَلَّقُ

بُشْري لِمَنْ اَضْحي رَجاؤُكَ كَنْزُهُ/ وَ لَـهُ الوُثُـوقِ بِاَنَّهُ لا يُمْلَقُ

6ـ خـوشبخـتـانـه اكـنـون شـهـرسـتان خـوي صاحب يك مـيـراث ارزشمند و گرانبهائي بـه نـام كـتـب خـطـي 1400 جـلـدي در رشـتـه هـاي مـخـتـلـف عـلـوم اسـلامي است كـه بـعـضاً منـحـصـر بـه فـرد مي باشند كـه از حدود قـرن چـهـارم تـاكنـون بـاقي مانـده است اگـر چـاپ و انـتـشـار پـيـدا بكند قـطـعـاً شـاهـد تحول اساسي در فرهنگ و دانش منطقه و نگرش دانشمندان و نخبگان نسبت به اين شهر با سابقه فرهنگي و علمي درخشان خواهيم بود .  حسن ختام :

در پايان ، عرايضم را با اشعار يكي از همشهريان خاتـمـه مي دهم :

اي خطّه زر خيـز خـوي جاويد بـادا نـام تو/ از شُـرب ايـمان تـا ابـد لبـريـز بـادا جـام تو

تا هست آئين خـدا شورآفرين در ملك تو/ بـاشد لـواي شـاه ديـن زينت فـزا در بـام تو

اي مفتخـر بـر خلعت زيـبـاي دار المؤمنين/ بـا اين همه صدق و صفا بيگانه گردد رام تو

ازصحّت احوال تو شاد است حال دوستان/ تا مي رسد از هاتفي بـر گوش جان پيغام تو

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت توسط سعید خویی| |