شمس تبریزی و مولانا
گزيدهاي از غزليات شمس تبريزي سروده جلالالدين محمد رومي (مولوي) منتشر شده است.
نويسنده در مقدمهاي با نام شور رومي به حادثه ديدار مولوي و سعدي اشاره ميكند.
سعدي و مولوي هم عصر بودند و زماني كه مولوي به شيراز رسيد شهرت سعدي همه شهرها را پر كرده بود و اين آوازه چنان بود كه تا سالها پس از فوت او نيز مردم شعرهاي او را به آواز ميخواندند.
در اين ملاقات مولوي غزل بنماي رخ كه باغ و گلستانم آرزوست/ بگشاي لب كه قند فراوانم آرزوست را براي سعدي ميخواند.
اما سعدي در پاسخ اين شعر با شعري مشابه و با همين قافيه مولوي را هجو ميكند كه اين گونه شروع ميشود: «از جان برون نيامده جانانت آرزوست...»
در ادامه مقدمه، نويسنده از اين ديدار و شهرت مثنوي معنوي مولي نتيجهگيري ميكند و بيشتر بحث خود را اطراف موضوع موسيقي شعر و اثري متمركز ميكند كه ارتباط با دربار روي شعر شاعران ميگذاشت.
نويسنده در مقدمه آورده است: «اينكه در دهههاي اخير شعر ملاي روم با موسيقي جديد و جوان سازگار و همخوان ميشود داعي و انگيزه كار من شد؛ پس به جاي انتخاب آثار بر مبناي ارزشهاي تثبيت شده ادبي، آن دسته شعرها را انتخاب كردم كه ميتوانست با نوعي موسيقي پر هرج و مرج همخوان باشد.»
كتاب شعر رقصان شمس در 336 صفحه و 3 هزار شمارگان با قيمت 3 هزار تومان توسط انتشارات كاروان راهي بازار كتاب شده است. ![]()
| Design By : Night Skin |


