تبليغاتX
دارالصفای خوی، مدفن شمس تبریزی - مقبره شمس تبریزی در خوی استاد بهروز نصیری


دارالصفای خوی، مدفن شمس تبریزی

شمس تبریزی و مولانا

این منار سالیان درازیست ، درمقابل سوانح مختلف طبیعی (سیل وزلزله) وسوانح انسانی مقاومت نموده ، وحالیا تاریخی گویا ازگذشت زمان است، محله ای که مناردرآن قراردارد وخود مناربه نام»شمس تبریز« مریدومرادوواژگونگر مولانا مشهوراست . مکانیست مقدس، اگر شرع اجازه می داد، هرروززیارتش می کردم، دانه دانه آجرهایش نیزمقدس است. درافواغ عامه مشهور است که مزارشمس تبریزی مرشد مولانا جلال الدین مولوی درجنب این منار بوده، ودرسالیان بعد به وسیة سوانح طبیعی وشاید انسانی تخریب شده است، زیارتگاه عارفان بود. تصویری ازمزار شمس تبریز بادومنارو گنبد ، درجوارمنارباقی مانده توسط مطراقچی لشکرنویس سلطان سلیمان قانونی کشیده شده که دردست داریم . احتمالاً بعداز مخالفتی که باصوفیان دراواخر عهد صفویه انجام یافته آرامگاه شمس تخریب شده است. بطوری که »شاه سلطان حسین طریقة صوفیه رابرانداخت وتوحیدخانه راکه هرشب جمعه مشایخ درآن جمع می شدندویاهو می زدندبرهم زدومشایخ صوفیه را ازاصفهان و دیگر شهرهای مملکت بیرون راند. «  دراین مجمل وجود مزارشمس تبریزی رادراین مکان ازچنددیدگاه مورد مطالعه قرارمی دهیم . 
1 ـ مزارشمس تبریزی درخوی ازنظرتذکره نویسان: قدیمی ترین منبعی که درآن از وجود »شمس تبریزی« درخوی ذکری رفته مجمل فصیحی (845ه) است که در حوادث سال672  هجری می گوید: »وفات»شمس الدین تبریزی« مدفوناً به خوی که مولانا جلال الدین بلخی المعروف به » مولانا « اشعار خودبه نام او گفته است...« درهمان منبع دومین باردرحوادث سال698هجری درذکر وفات شیخ حسن بلغاری آمده...خرقه ازدست شیخ الکامل الواصل، شیخ شمس الدین تبریزی که به خوی مدفون است گرفته... « مجمل فصیحی منبع معتبری است وفصیحی هروی(احمدابن جلال الدین محمد فصیحی خوافی هروی،سه جلد مشعتـ40 ، به تصحیح محمود  فرخ ) مؤلف آن مندرجات کتاب خودرا ازمنابع مقطوع کهن ترگرفته ، ازحیث جمع آوری اخبار و اشتمال براطلاعات کثیر وسهولت دریافتن آنها ، اثری بسیارسودمند است و اینکه مدفون بودن شمس را درشهر خوی دوباره ذکر کرده اعتبارسخنش را مضاعف کرده است .
مرحوم نفیسی درمورد شیخ حسن بلغاری                می نویسد: » شیخ حسن بلغاری سی سال اسیر بلغاریان بوده وازآنجا به شهر بخاراگریخته وازآنجا به تبریز رفته و خرقه ازدست شمس الدّین تبریزی عارف مشهور که درخوی مدفون شده است .«
پدرشیخ حسن ، پیر عمر نخجوانی از معاصران »شمس تبریزی« مقیم »خوی« بوده و مزارش در حوالی این شهر در روستایی به نام پیرکندی معروف است. بنابراین » شمس تبریزی« که همیشه به صورت درویشی ناشناس سفرمی کرده درخوی رحل اقامت افکنده ومریدانی یافته ومشهور عامّ و خاصّ شده وسرانجام سرشوریده بربالین آسایش رسیده ودرشهرخوی ندای حق را لبیک گفته است .
مرگ او مرگ درویشی گمنام ومسافری رهگذرنبوده،   بلکه باطول اقامت دراین شهر چنان احترام و اعتبار یافته بودکه آرامگاه شایسته ای برسرخاکش افراشته اندکه تاقرن ها بعدهم زیارتگاه بوده است . سعید نفیسی درجای دیگر می نویسد:» زندگی وی بسیار تاریک است . چنانکه برخی ناپدیدشدن اورادر643هـ دانسته وبرخی درگذشت وی را در672هـ ضبط کرده اندونوشته اند که درخوی مدفون است .«
دکترمحمد علی موحّد می نویسد:»شمس تبریزی در خوی مدفون است.«5
عبدالرفیع حقیقت می نویسد:» درهرحال زندگانی شمس تبریزی بعدازترک قونیّه بسیار تاریک است، برخی ناپدیدشدن وی رادرسال643دانسته وبرخی درگذشت اورادرسال674هـ ثبت کرده اند.نوشته اند که درخوی مدفون شده است.«6
مرحوم فروزانفر نیز پس ازاشاره به قول فصیح خوافی می نویسد:»... که شمس تبریزی درشهرستان خوی مدفون است، یادآوری این نکته لازم است که هم اکنون محلی درخوی هست که مردم آن شهر آن را مدفن شمس تبریزی می دانند.«
درمنشآت السلاطین فریدون بیگ درگزارش لشکرکشی سلیمان اول، پادشاه عثمانی به ایران آمده است که دربازگشت سلطان سلیمان اول ازتبریز به دیارروم در سه روزی که درتابستان942هـ در شهر خوی گذرانیده ، »روزپنجشنبه4ربیع الاول، حضرت پادشاه باحضرت سر عسکر (ابراهیم پاشا) سوارشدند وبه زیارت مزار شریف حضرت شمس تبریزی مشرّف گردیدند.« مطراقچی لشکرنویس سلطان سلیمان قانونی دراین سفر(سال942) سلطان به آذربایجان تصویری ازخوی کشیده ودرآن آرامگاه شمس تبریزی رابا گنبد ومنارش کاملاً مشخص نموده است. معلوم است که درسالیان بعد به سبب سوانح طبیعی آرامگاه تخریب شده ، ونیز شاید مردم نیزکه دچارآشوب های دوره بعد از صفویه بوده اند، نتوانسته اند آن را دو باره بازسازی نمایند.
مطالب فوق راهامرپورگشتال ، درتاریخ امپراطوری عثمانی، ازروزنامه استانبول در تذییلات تاریخ عثمانی نقل نموده، حاکی است ازاینکه سلطان عثمانی درروزهای اول  ودوم ربیع الاول سال942 هـ که در شهرخوی بوده ، همراه وزیر اعظم خود، براسب نشسته وبه زیارت تربت شمس تبریزی رفته است .
هامرپورگشتال خودازستایشگران بزرگ مولوی بود و درکتاب » تاریخ ادبیات ایران« نخستین کتاب جامع ادبیات فارسی،  به زبان آلمانی در بارة وی بحث نموده است. پس نظر وی  درمورد آرامگاه شمس ووجود آن درشهرخوی می تواند مؤید نظردیگر تذکره نویسان باشد... وجود مزار شمس را درخوی»ابراهیم پچوی« مورخ وادیب ترکیه نیز درکتاب خود نقل نموده است. وی یکی ازنویسندگان ومورخین بنام عثمانی بوده و تاریخ وی نیز ازمنابع معتبربه شمارمی رود، با توجه به مندرجات فوق، درمورد زیارت سلیمان اول ازآرامگاه شمس تبریزی در شهر خوی، این سند به وضوح نشان می دهد  که حتی سیصدسال پس ازغیبت و عزیمت شمس ازنظر دستگاه خلافت عثمانی که البته مطّلع ترین علما را دراختیارداشتند. محل صحیح تربت شمس تبریزی درخوی بوده ونه درقونیه، که امروز به لحاظ جلب توریست و با تبلیغات زیاد ، محلی را به عنوان مقام »شمس تبریزی« معرفی می کنند، واهی وبی اساس بودن روایت مربوط به قتل شمس واینکه او را پنهان ازنظرمولانا درقونیه دفن کرده اند، به قدر کافی روشن است، ومااینک برآنیم که هیچ دلیل موجّهی برای تردید دراصالت انتساب مقبرة واقع درخوی به شمس تبریزی وجود ندارد.
2ـ مزارومنار شمس تبریزی درنوشتة سیّاحان: سیاحانی که ازخوی عبورکرده اند، برخی ازآنها به مناروتربت شمس تبریزی درشهرخوی اشاره داشته اند، ازجمله؛ درسفرنامة اولیای چلبی آمده است:اهالی شهرخوی خوش صورت ومبیح المنظرهستند، مزارامیربغامی(بوقا)، از امیران ترکمان،دراین شهراست، قبر شمس تبریزی خارج شهراست زیارت کردیم. بازرگان گمنام ونیزی نیز دروصف کاخ شاه اسماعیل اول صفوی درشهرخوی ازمنارشمس تبریزی توصیف می کند. بن تان، تانکوانی و دروویل نیز اشاره ای به منارشمس تبریزی وکاخ شاه اسماعیل اول دارند. جیمز موریه ازمحله امامزاده و شمس تبریزی شهرخوی نام می بردومی نویسد: درانتهای شمالی آن محلّه دو ستون آجری دیده می شود، می گویند این ستون هامربوط به مقبره یایادگاه »ملایی« تبریزی موسوم به »شمس« است که مردی اهل دانش وشاعری معروف بود.
اوژن اوبن نیز ازمنارشمس تبریزی و شنیده های مربوط به آن مطالبی خواندنی درسفرنامة خودآورده است. بازرگان گمنام ونیزی درتوصیفی که در مورد کاخ شاه اسماعیل اول آورده است، می نویسد:  ... شاه اسماعیل از زیستن در این کاخ (دولت خانه) بیشتر از زندگی کردن درتبریز لذت می برد. با عنایت به اینکه شاه اسماعیل خودعارفی بنام و شاعری توانا درعرفان بوده و »ختایی« تخلّص می کرده ودیوان اشعار به زبانهای ترکی وفارسی وی مؤید گفتة ماست، وجود شمس علت سکونت وی در این مکان بوده است ، چراکه عرفا در جوارآرامگاه بزرگان عرفا، ازآن اماکن نوعی بهره مندی معنوی داشته اند. این موضوع گفتة هرمان اته رانیز درمورد علوی طلبی»شمس« تأیید می نماید. چرا که براین موضوع واقفیم شاه اسماعیل علماوعرفای شیعه راچه درزمان خود و چه قبل ازخود بی نهایت گرامی می داشت . اعتمادالسلطنه نیز درسفرخوی  می نویسد: » از مشاهیر ،قبر شمس تبریزی، دراین شهر زیارت می شود.
3ـ مزارشمس درخوی، درافواه عامّه : منار واقع درخوی هنوزهم به نام شمس تبریزی معروف است ومردم اطراف، آنجارا به نام اماکن(مقدس) نام می برده اندوحتی به نام شمس، مسجدی، محله ای وباغی همین الآن وجود دارد،  درحدود40 یا50  سال پیش دراویش مولویه می آمدندو درکنار مزار شمس مراسمی اجرا می کردند که پیرمردان  نقل می کنند: درماه آذر»  قبس «   قوس  
آیی« دراویش درکنارمنارشمس جمع می شدندوحتی برای تجمّع خود تابلوهایی(پلاکارت) نیزدردروازه های شهر می آویختند و مراسمی دراینجا انجام می دادند. باتوجه به مطالب فوق عموم مردم را عقیده براین است که اینجا مزار شمس تبریزیست وبه علت وجود آرامگاه وی درکنارمنارها که سالیان پیش با بی توجّهی حکام وقت وبه سبب سوانح طبیعی آرامگاه ویکی ازمنارها ازبین رفته ومتأسفانه اقدام به بازسازی آن نکردند. درکنار منارشمس تبریزی ( سالیان پیش سنگ مزارهایی وجود داشت) هم اکنون سنگ مزاری با مشخصات» بردی ابن شهسوارطارمی« درکنارمناروجود دارد. آیاصاحب مزارفوق که ازناحیه طارم وزنجان است ، زمانی که شمس درپیش سجاسی زنجانی بوده دست ارادت به شمس نداده که بعدها باوی، یابه خاطر وی به خوی آمده وماندگار شده وهمین جا به رحمت ایزدی پیوسته ، ودرجوارمزار شمس به خاک سپرده شده است؟ باتوجه به اینکه این نام درمنطقة خوی مرسوم نبوده است.
4ـ غیبت شمس ازدیدگاه مولوی: مولوی دراغلب شعارش ازسرآن»مه خوش لقا« یاد می کند وازغیبت وی صحبت می کند.
ماهی چوشمس تبریز غیبت نمود، گفتند 
ازدیگری نپرسد، من سؤیله دیم اریرمن
شاید مولوی ازسفر شمس تبریزی به خوی اطّلاع داشته ، چراکه خوی مهمترین شهرایران، برسر دیار آسیای صغیر وممالک اروپا بود، به اشعاری که اشاره به سفرآن » مه خوش لقا« می کند، اشاره شدودرغزلی دیگر چنین گوید:
برج برج وخانه خانه جویـم آن خورشیــد را
کـو کلیــد خانـه ازهمســایگان پنهـان نهـاد
مشک گفتم زلف اورا زین سخن بشکست زلف
 هندوی زلفش شکسته روبه ترکستـان نهـاد
باعنایت به اینکه دیارخوی درگذشته   به ترکستان ایران  مشهور بوده واکثرجغرافیدانان ونویسندگان ، درنوشته های خود خوی را به عنوان ترکستان ایران آورده اند ، ازجمله » مستوفی درصفحه97، لسترنج درصفحه179، منم تیمور جهانگشا درصفحه411، آتورپاتکان درصفحه71و... « آیا منظور مولوی درمصرع هندوی زلفش شکسته روبه ترکستان نهاد، ترکستان ایران که همین خوی باشد، نیست؟ پاینویس ها:
1ـ کیهان اندیشه، شماره سی وسوم ،ص118، وابوالحسن قزوینی، فوائد الصفویه، تصحیح مریم میر احمدی،ص79
2ـ فصیحی خوافی، فصیح الدّین احمدبن جلال الدّین محمد. مجمل فصیحی، به تصحیح محمود فرّخ، ج2، صفحات38و343، مشهد،1340ـ1341
3ـ نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثردر ایران،ج2،ص744
4ـ نفیسی، سعید، تاریخ ادبیات درایران،ج2،ص736
5ـ موحّد،دکترمحمدعلی، مقالات شمس تبریزی،ص147
6ـ حقیقت،عبدالرّفیع(رفیع). تاریخ نهضت های فکری ایرانیان، بخش دوم، ص602
7ـ فروزانفر، بدیع الرّمان، زندگانی مولانا جلال الدّین محمد مشهور به مولوی،ص208
8ـ پورگشتال،هامر. تاریخ امپراطوری عثمانی، ترجمة میرزا علی زکی آبادی
9ـ سفرنامة ونیزیان درایران. ترجمة دکترمنوچهر امیری،ص380
10ـ  مو لوی ، دیوان، ج1،ص301
11ـ مطلب فوق مجملی است ازکتاب شمس تبریزی ودارالصّفای خوی، تألیف بهروز نصیری، چاپ تبریز،1377 شمسی
نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی| |


Design By : Night Skin

آگهی رایگان