شمس تبریزی و مولانا
وقتی قامت تکیده ی شمس هفتصد سال پیش ، از جور اهل کین و حسادت مردم قونیه در خاک خوی آرام گرفت ، چه کسی گمان می کرد که خاک دارالصفا مشک گفتم زلف او از این سخن شگفت زلف هندوی زلفش شکسته رو به ترکستان نهاد »شمس تبريزي« كه زنده شد همه بيدار شدند. همه جا شد شمس تبريزي. كوچه، خيابان، مغازه همه جا نام شمس تبريزي گرفت. تعجب دو چندان مي شود چون معمولاً وقتي كسي مي ميرد، نامش همه جا ميپيچد شمس تبريزي كه تازه زنده شده است! شايد با اين كارها شمس تبريزي را دفن مي كنيم! اما شمس تبريزي حي و حاضر در قله عرفان نشسته و پائين هم نمي آيد تا مغازه اي باز كند و اسم آن را بگذار... شمس تبريزي.
ادامه مطلب![]()
ادامه مطلب![]()
| Design By : Night Skin |


