تبليغاتX
دارالصفای خوی، مدفن شمس تبریزی


دارالصفای خوی، مدفن شمس تبریزی

شمس تبریزی و مولانا

منار شمس تبريزي در خوي روز به‌روز كج ‌تر مي‌شود!!!

 

چند كلمه درد دل...

هميشه از اين قضيه متاثر بودم كه چرا آرامگاه حضرت مولانا در ايران نيست و در قونيه تركيه واقع شده؟ ولي امروز با اين بلايي كه بر سر مزار حضرت شمس در خوي آورديم و اون را عملا تبديل به زباله داني كرديم، از صميم قلب خوشحالم كه آرامگاه حضرت مولانا در ايران نيست.

خدا را شكر.

آري،

امروز آرامگاه بزرگ‌ترين عارف جهان كه در شهرستان خوي استان آذربايجان غربي ايران خودمان قرار دارد و مثل تمام گنجينه هاي بزرگي كه در اختيار ماست و حسابي قدر آنها را مي دانيم، اون را به صورت يك خرابه داريم و عملا تبديل به يك زباله داني كرديم كه تصاوير اين آرامگاه به راحتي گوياي حال است و نيازي به هيچ توضيح اضافه نيست.

فقط نميدونم كي ما بايد از خواب غفلت بيدار بشيم؟... ولي جاي نگراني نيست! راحت ميتونيم به خوابمون ادامه بديم!!! چون كشور همسايه ما تركيه از «هيچ» براي خود تاريخ ساخته است! بلي از هيچ، درحاليكه اين تاريخ متعلق به ماست، اما آنرا نمي‌توانيم معرفي كنيم. چرا؟ چون... (بي عرضه هستيم، به فرهنگ گذشته بي اعتنا هستيم، دنيا بيشتر قدر بزرگان و تاريخ سرزمين ما را  ميدونه، اصلا تو ايران چند نفر پيدا ميشن كه شمس تبريزي را بشناسن؟، ... همه موارد صحيح است!).

به جرات، حضرت شمس تبريزي، حضرت مولانا و حكيم عمر خيام از مفاخر ادبي سرزمين ما، امروز از بزرگان عرفان و ادبيات دنيا هستند، و خيل عظيمي از آدمهاي معمولي و اعجوبه ها و انديشمندان توي 180 كشور دنيا اين افراد را مورد ستايش قرار مي دهند و آثار آنها را سرلوحه تفكر و زندگي خويش قرار مي دهند،... ولي دردناك تر اينكه خودمان كمترين اعتنايي به اين مسئله مهم كه حلقه مفقوده پيشرفت مملكت و جامعه ما در آينده است، نمي كنيم.

ايراني مطمئن باش تا با فرهنگ گذشته سرزمين خودت آشنا نشوي و حرمت اين ميراث با ارزش را نگه نداري، به هيچ كجا نمي رسي.

فرهنگ مانند سرزمين، مانند خردمندي و شادي و خوشبختي، نه وارد كردني است نه خريدني. فرهنگ و خردمندي به تدريج و با تلاش مستمر نسل ها، مثقال مثقال به وجود مي آيند، اما حفظ آنها –به خصوص در چنين روز و روزگاري– به تلاشي مضاعف نياز دارد، وگرنه خروار خروار از دست مي روند!

و افسوس و صد افسوس كه چه ساده، مثقال مثقال هايي را كه پيشينيان ما براي سرافرازي امروز ما جمع كرده اند، خروار خروار داريم از دست مي دهيم.

سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي...

فكر نميكنم ديگه جاي غفلتي باقي مونده باشه.

من كه خودم را نمي بخشم...

شما را نميدونم!

اولين قدم را بر مي دارم با ارايه مطالبي پيرامون ابعاد شخصيت حضرت شمس تبريزي و حضرت مولانا، چرا كه معتقدم نبود آگاهي كافي بزرگترين مسئله ايست كه باعث شده امروز اين اتفاق ناخوشايند بيافتد. مگر مي شود كسي شمس تبريزي را بشناسد و آنوقت وجدانش راضي باشد كه اين وضع آرامگاه آن حضرت باشد! حالا باقي چيزهاي ديگر بماند.

 

 قدم بعدي هم ديگر دست شماست كه اين مطلب را مي خوانيد! كه اگر بدانيد، ميتوانيد در راستاي گسترش و اعتلاي فرهنگ سرزمينمان چقدر كارهاي بزرگ و ارزشمند و ماندگار انجام بدهيد، بعيد ميدانم زمان را از دست بدهيد.

اگر با شمس تبريزي نشيني، از آن مه بر تو تابد ماهتابي.

چو روي شمس تبريزي بديدي، سزد كز عشق آن سلطان نخسبي.

(حضرت مولانا)

 

مدير اداره‌ ميراث فرهنگي و گردشگري آذربايجان غربي:

فقط با برگزاري يك كنگره، شمس را به جهان نمي‌توان معرفي كرد.
منار شمس تبريزي در خوي روز به‌روز كج ‌تر مي‌شود!!!

 

مدير اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان غربي از كج شدن منار مزار شمس تبريزي اظهار نگراني كرد و گفت: اين منار از حالت عمودي خارج شده است و روز به ‌روز كج‌تر مي‌شود كه اين امر بر پيچيدگي مرمت اين معماري مي‌افزايد.

محمد اشتري در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در آذربايجان غربي، افزود: تبديل مقبره شمس تبريزي در خوي به يك مجموعه فرهنگي و گردشگري نتايج ملي و فراملي زيادي براي كشور دارد؛ اين مقبره، كانون فرهنگي بسيار قوي در اين شهرستان است و همه دستگاه‌هاي مربوط بايد به‌عنوان يك رسالت فرهنگي بزرگ، معرفي آن‌را به خارج از مرزهاي استان و كشور برسانند.

وي با اظهار تاسف از غفلتي كه درباره‌ ميراث فرهنگي صورت مي‌گيرد، اظهار كرد: نمي‌دانم، چه خصلتي در مردم اين استان وجود دارد كه وقتي مفاخر فرهنگي شهرستان يا استان در سطح ملي يا فراملي مطرح مي‌شوند، با هم دعوا مي‌كنند و پرونده‌ آن‌را مي‌بندند.

او با بيان اين‌كه در ملاقاتي كه با معاون رييس جمهور و رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري داشتم، اهميت و لزوم توجه به شمس تبريزي را بيان كردم، ادامه داد: با توجه به اين‌كه رييس جمهور برگزاري كنگره‌ سال مولانا را به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري واگذار كرده است، نامه‌اي را نيز درباره‌ اهميت موضوع شمس تبريزي به رييس جمهور نوشتم، مبني بر اين‌كه براساس تحقيقات محققان و اسناد موجود در كتب، محل دفن شمس تبريزي در خوي است.

اشتري بيان كرد: كشور همسايه ما تركيه از «هيچ» براي خود تاريخ ساخته است، درحاليكه اين تاريخ به ما متعلق است، اما آنرا نمي‌توانيم معرفي كنيم و تاكنون نيز درباره‌ تبديل مقبره شمس تبريزي به يك مجموعه‌ فرهنگي و گردشگري بين‌المللي تنبلي كرده‌ايم.

وي تصريح كرد: در صورت هماهنگي و همسويي مسؤولان شهرستاني، استاني و كشوري به صداي هر اعتراضي كه بلند مي‌شود، مي‌توان پاسخ داد.

اشتري با بيان اين‌كه يونسكو فقط براساس استدلال‌ها و مناسبات بين‌المللي تصميم مي‌گيرد، اظهار داشت: مسؤولان شهرستان خوي بايد موضوع شمس تبريزي را در اولويت نخست كارهاي شهرستان قرار دهند و از امكانات استاني براي اين موضوع استفاده كنند.

وي اضافه كرد: نبايد اين كنگره به‌صورت شعاري برگزار شود، بلكه با ساختن بارگاهي باشكوه در حد نام و شان شمس تبريزي بايد پاسخگوي نيازهاي اقامتي و فرهنگي گردشگران و علاقه‌مندان داخلي و خارجي بتوانيم باشيم.

مدير اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان غربي با بيان اين‌كه در آرامگاه مولوي در شهر قونيه به شعاع صدها متر تمام مكان‌هاي اقامتي و رستوران‌ها از نوع معماري آرامگاه هستند، گفت: اگر تمام پلاك‌ها اطراف مزار شمس تبريزي آزادسازي نشوند، منظره تاريخي و عرفاني اين مزار از ميان مي‌رود.

وي افزود: راه طولاني در پيش داريم و فقط با برگزاري يك كنگره، شمس تبريزي را در جهان نمي‌توان مطرح كرد.

اشتري كه براي آگاهي از چگونگي برگزاري كنگره‌ شمس در خوي و آزادسازي پلاك‌هاي اطراف اين مقبره به اين شهرستان سفر كرده بود، به همراه ديگر مسؤولان استاني و شهرستاني از نزديك از محل مزار شمس تبريزي بازديد كرد.

آرامگاه «حضرت شمس تبريزي»، بزرگ‌ترين عارف جهان را در خوي به‌شكل خرابه!!!

آرامگاه «حضرت شمس تبريزي»،

بزرگ‌ترين عارف جهان را در خوي به‌شكل خرابه!!!

منبع خبر: خبرگزاري دانشجويان ايران - ايسنا

 

عضو انجمن مولانا:
مسؤولان كشور و رسانه‌ي ملي بايد ثابت كنند كه مزار شمس در خوي است

يك عضو انجمن مولانا تاكيد كرد: آرامگاه شمس تبريزي در قونيه تركيه قرار ندارد.

محمدرضا خرازي در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در آذربايجان غربي، افزود: كشور تركيه ادعا مي‌كند كه شمس را در چاهي در شهر قونيه انداخته‌اند و آنجا را به‌عنوان مقبره‌ي اين عارف بزرگ معرفي مي‌كنند؛ ولي هيچ‌كدام از مورخان و محققان اين گفته را تاييد نكرده‌اند.

وي ادامه داد: در سال 1382 كه براي زيارت مولانا به قونيه رفتم، 15 هزار نفر از 120 كشور جهان براي زيارت مزار مولانا و شمس تبريزي گرد آمده بودند و امسال حدود 17 برابر سال‌هاي گذشته مردم از سراسر جهان به آنجا مي‌روند.

خرازي اظهار كرد: مسؤولان كشور، رسانه‌ي ملي و مطبوعات بايد مايه بگذارند و به تمام جهانيان ثابت كنند كه مزار شمس تبريزي در شهرستان خوي قرار دارد و به مردم ايران و البته دنيا متعلق است.

وي با بيان اين‌كه كشور تركيه براي جذب گردشگر و منافع خود اين همه تبليغات دروغي مي‌كند، گفت: برگزاري كنگره‌ي شمس مولوي در خوي در شناسايي اين ابرمرد تاريخ به جهانيان نقش به‌سزايي مي‌تواند داشته باشد.

عضو انجمن مولانا با اشاره به اين‌كه در ملبورن استراليا يك خانم ايراني براي استراليايي‌ها جلسه‌ شمس و مولانا شناسي برگزار مي‌كرد، اضافه كرد: با ايجاد مركز فرهنگي و گردشگري شمس در شهرستان خوي، فرهنگ و اقتصاد منطقه و كشور را به حركت مي‌توان در آورد.

اعضاي انجمن مولانا براي زيارت آرامگاه شمس تبريزي به شهرستان خوي سفر كرده بودند و پس از آن عازم قونيه شدند.

منبع خبر: خبرگزاري دانشجويان ايران - ايسنا

 

دبير انجمن مولانا:
آمادگي نداشتم آرامگاه بزرگ‌ترين عارف جهان را در خوي به‌شكل خرابه ببينم

دبير انجمن مولانا گفت: از ديدن آرامگاه شمس تبريزي كه به متروكه تبديل شده است، احساس حقارت كردم.

مسعود شاه‌ابراهيم در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در آذربايجان غربي، افزود: وقتي وارد شهر خوي در استان آذربايجان غربي شدم، آمادگي اين را نداشتم كه آرامگاه بزرگ‌ترين عارف جهان را به‌صورت خرابه ببينم.

وي تصريح كرد: ‌همه جهان بايد بداند كه مزار شمس تبريزي در خوي است و حق ايشان بايد محفوظ باشد.

او با انتقاد از طرح ساخت مجسمه‌ي ميدان شمس تبريزي، گفت: در اين طرح، از كلمات قصار عالم جوهري كه مولانا را ديوانه‌ي خود كرد، خبري نبود و اين وظيفه‌ي مسؤولان شهر است.

شاه‌ابراهيم با بيان اين‌كه توسعه و تبديل آرامگاه شمس تبريزي به يك مجموعه‌ي فرهنگي و گردشگري بستري عالي براي جذب گردشگر، ايجاد اشتغال، كار آفريني و ارتقاي سطح فرهنگي منطقه و كشور مي‌تواند باشد، اظهار داشت: اين وظيفه‌ي دولت است كه با بودجه‌اي فرا ملي جايگاه اين عارف بزرگ را به جهانيان بشناساند.

وي اضافه كرد: سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، صدا و سيما و مطبوعات نيز بايد با انعكاس اخبار و اطلاعات در تسريع روند تبديل مزار شمس تبريزي به يك مجموعه‌ي فرهنگي و گردشگري بكوشند.

او ادامه داد: بر اثر كم‌كاري و تعلل ما، تركيه به‌شدت تبليغ مي‌كند كه مقبره‌ شمس تبريزي در خوي نيست؛ درحالي‌كه يك گنجينه گران‌بها در اين شهرستان خفته است.

وي با بيان اين‌كه ارج‌گذاري به مقام مولانا در سال 2007 ميلادي، يك افتخار بزرگ براي ايرانيان است، افزود: براي دفاع از هويت عرفاني و ايراني خود عازم قونيه هستيم، تا با اثبات اين امر، زمينه را براي ارتقاي سطح فرهنگي و توريستي كشور مهيا كنيم.

انجمن مولانا موسوم به موج سبز در قالب هيات علمي، فرهنگي و هنري براي بازديد از آرامگاه شمس تبريزي به شهرستان خوي سفر كرده بودند كه پس از اداي احترام به اين عارف شهير به قونيه تركيه رفتند.

منبع خبر: خبرگزاري دانشجويان ايران - ايسنا

نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی| |

صداقت جباري:  ريتم شعر مولانا در كتابت هم ظاهر مي‌شود

كتاب شمس فرهنگستان هنر، با خوشنويسي استاد صداقت جباري به همايش هشتصدمين سال تولد مولانا راه مي‌يابد.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، صداقت جباري در اين‌باره گفت: كتابت كلاسيك 50 غزل منتخب از ديوان شمس را به پايان رسانده‌ام و در كتابت اين غزل‌ها، همه‌ي سعيم بر اين بوده كه ظرايف و ويژگي‌هاي خوشنويسي را رعايت كنم.

وي پيچيدگي‌هاي خاص شعر مولانا را در عرصه‌ي كتابت نيز تأثيرگذار دانست و افزود: ويژگي‌هاي شعر مولانا، از جمله ريتم برخي ابيات، هنگام كتابت هم وجود ‌دارد؛ به طوري كه گاهي در يك غزل نياز به استفاده از حدود 130 دايره وجود دارد و در عين حال ابيات ساده‌تري هم هستند كه كتابت آن‌ها به سادگي انجام مي‌شود.

او علاوه بر تنوع ريتم و قالب شعرها، رعايت رسم‌الخط نگارشي را يكي ديگر از عوامل دشواري كار برشمرد و افزود: در خوشنويسي سنتي، استفاده از ضمايم معمول نبوده و اصل بر فرهيختگي مخاطب گذاشته مي‌شد. اما امروزه، استفاده از اين شيوه‌ي نگارش علاوه بر مشكل كردن كار كتابت، از زيبايي آن نيز مي‌كاهد.

جباري اثر اخير خود را تحفه‌اي بسيار ناچيز به حضرت مولانا دانست و انجام هر كار و فعاليتي را درباره‌ي شخصيت عظيم و بي‌نظير او، اقدامي ناچيز برشمرد.

كتاب شمس فرهنگستان هنر، منتخبي از شعرهاي ديوان شمس است كه با دبيري مهدي حسيني و كتابت صداقت جباري در همايش بزرگداشت مولانا ارايه مي‌شود.

 

سمينار مولوي‌پژوهي در مادريد

سمينار مولوي‌پژوهي با حضور مولاناپژوهان ايران و اسپانيا 15 و 16 آذرماه سال جاري (5 و 6 دسامبر ميلادي) برگزار مي‌شود.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، در اين سمينار كه به‌همت رايزن فرهنگي ايران و اسپانيا و با مشاركت انجمن پژوهشي حكمت و فلسفه‌ي ايران برپا مي‌شود، پژوهشگران، شارحان و مترجمان آثار مولوي به نقش آثار اين عارف بزرگ ايراني در اسپانيا و دنياي غرب مي‌پردازند.

كنگره‌ي بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان‌ماه امسال در تهران، تبريز و خوي برگزار خواهد شد.

 

چند خبر كوتاه از بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا

در سميناري كه درگراميداشت مولانادرنمايشگاه بين‌المللي كتاب فرانكفورت انجام شد، سه مقاله درباره مولانا خوانده شد.

در اين سمينار، سه مقاله پژوهشي زيبا و در خور تمجيد، از سوي ايران ارايه شد كه تني چند از استادان خارجي نيز در اين سمينار حضور داشتند.

***

موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران با همكاري و مشاركت موسسه انتشاراتي دانشگاه تهران، برخي كتب ناياب و ارزشمند را درباره مولانا منتشر مي‌كند.

از ميان حدود 70?اثر درباره زندگي و آثار مولانا، برجسته‌ترين كتاب‌هايي كه طي چند سال و حتي چند دهه اخير در بازار كتاب تهران كم ياب و ناياب بوده است، تجديد چاپ و به دست ادب دوستان و مولوي دوستان خواهد رسيد.

اين قرارداد به همت موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، ميان دانشگاه تهران و همين نهاد منعقد شده است و بزودي آثار و آراي استادان مختلف درباره مولانا به ويترين كتابفروشي راه خواهد يافت.

علاوه بر اين، انتشارات علمي فرهنگي نيز نويد چاپ  9 اثر ناياب درباره مولانا را به موسسه حكمت و فلسفه داده است كه به زودي منتشر خواهد شد.

***

دفتر اول مولانا پژوهي شامل 10 مقاله درباره مولانا به همت موسسه حكمت و فلسفه ايران منتشر شد.

دكتر "علي اعواني" رييس كميته علمي كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا اظهار اميدواري كرد كه تا چندي بعد نيز دفتر دوم و سوم اين مجلد نيز روانه بازار كتاب شود.

اين مجلدات مولانا پژوهي، به شكل ويژه و جزيي‌نگر، به هر دفتر مثنوي معنوي مولانا جلال‌الدين مي‌پردازد و در هر جلد نيز تعدادي مقاله تاويلي درباره اين اثر مولانا، آن را به تفسير مي‌كشد.

به گفته اعواني، احتمالا جلد دوم يا سوم  12 مقاله ادبي را در برمي‌گيرد ولي كيفيت مقاله‌ها و تفسير نويسندگان آن‌ها در درجه اول اهميت قرار دارد.

***

رييس كميته علمي كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا گفت: از ميان 200 پايان نامه كارشناسي ارشد و دكترا، شش مقاله برگزيده شده است كه به زودي منتشر خواهد شد.

"علي اعواني" گفت: اين شش پايان نامه، اكنون در حال ويراستاري است كه به گمانم مدتي هم براي مراحل چاپ كتاب زمان صرف شود.

اعواني اظهار اميدواري كرد كه تا پايان سال جاري ميلادي اين آثار چاپ و به دست علاقه‌مندان و ادب دوستان برسد.

كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان ماه امسال در تهران، تبريز و خوي برگزار مي‌شود.

 

حضور مولانا پژوهان برجسته جهان در همايش بزرگداشت مولانا

رييس كميته بين‌الملل كنگره بزرگداشت مولانا  اعلام كرد از60 كشور جهان، در نهايت  81تن در همايش بين‌المللي بزرگداشت مولانا شركت مي‌كنند.

"ابوالحسن خلج منفرد" افزود: از بين ? 156?نفر از پژوهشگران، نويسندگان و مترجمان صاحب نام آثار مولوي در جهان كه هر يك اثري مكتوب را درباره مولانا در كارنامه دارند، پس از دريافت مقالات از طريق ارسال فراخوان و همكاري رايزني‌هاي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در بيش از 60كشور جهان، در نهايت  81تن در همايش بين‌المللي بزرگداشت مولانا شركت مي‌كنند.

وي از استادان زبان فارسي و مولوي‌پژوهان كشورهايي چون آمريكا، فرانسه ، يونان، كانادا، انگلستان، آلمان، يوگسلاوي، استراليا، مصر، آذربايجان، هند، چين، بلغارستان، سوريه، ژاپن، سوئد، تركيه، تونس، ليتوني، ارمنستان و پاكستان نام برد.

رييس كميته بين‌الملل كنگره بزرگداشت مولانا افزود: برنامه همايش از ششم و هفتم آبان ماه در سالن اجلاس سران كنفرانس اسلامي در تهران و از هفتم و هشتم آبان در دانشگاه تبريز و نهم همين ماه نيز در شهرستان خوي دنبال خواهد شد.

 

 

8 روز بزرگداشت مولانا در هشتصدمين سالگرد تولد حكيم بلخ

گروه ادب و هنر همشهري آنلاين: سرانجام پس از آن كه تركيه هر چه در توان داشت به كار بست و هند و پاكستان و عراق و چين و ماچين، هرچه قدر كه توانستند از مولانا بردند و به نام زدند

مسئولان فرهنگي ايران نيز تصميم گرفتند 8 روز در هشتصدمين سال تولد حكيم ايراني، سالي كه به بركت وجود ترك‌ها، نام مولانا به خود گرفته است، خرج جلال الدين محمد بلخي كنند.

سازمان فرهنگي _ هنري شهرداري تهران كه گاه گاه به داد كارهاي زمين مانده سازمان فرهنگ و هنر پايتخت مي‌رسد، روز گذشته با برگزاري نخستين نشست خبري اين هفته در فرهنگسراي هنر، خبر برگزاري مراسم ويژه خود را رسما اعلام كرد.

در اين نشست عنوان شد:« به مناسبت سال مولانا كشورهاي مختلفي برنامه‌هاي خود را اعلام كرده و برگزار مي‌كنند كه در ايران نيز علاوه بر برگزاري كنگره بين‌المللي مولانا كه از ششم آبان‌ماه در تهران، خوي و تبريز برگزار مي‌شود، سازمان فرهنگي_هنري شهرداري تهران نيز برنامه‌اي را چهارم تا 11 آبان ماه در فرهنگسراي هنر برگزار خواهد كرد

اما قائم مقام سازمان فرهنگي- هنري شهرداري تهران نيز در جريان اقدامات تركيه براي تصاحب كامل مولانا هست: « در جريان كامل كارها در كشور تركيه هستم. آنها در حال اجراي يك برنامه درازمدت هستند. ما بايد كلي‌تر به موضوع نگاه كنيم و براي كار ملي يك عزم ملي نياز است

اما مثل بسياري از مسئولان فرهنگي كشور، بيشتر به انديشه اين انديشمند شوريده علاقه مند است: «البته برگزاري چنين برنامه‌هايي وظيفه اصلي سازمان نيست و در ايران نهادهاي بزرگتري وجود دارد كه اين كار را انجام دهند. اما رويكرد و نگاه ما قطعا با نگرش ديگر كشورها تفاوت دارد و مهم‌ترين نكته اين است كه چگونه بايد انديشه‌هاي مولوي را بشناسانيم و اين مهم‌تر از اين نكته است كه ببينيم مولوي به كدام سرزمين تعلق دارد. اگر در حوزه فرهنگي و هنري ابتكار عمل نداشته باشيم، ديگران براي ما برنامه مي‌ريزند

با اين حال ظاهرا بيشتر برنامه‌هاي هفته مولانا، بر موسيقي و نمايش متمركز است: « سازمان با توجه به خلأهايي كه وجود دارد، برنامه‌هاي بزرگداشت مولانا را در بخش‌هاي موسيقي و تئاتر برگزار كرده و در كنار آن سلسله سخنراني‌هايي نيز با حضور استادان ايراني برگزار خواهد كرد. در بخش موسيقي با گروه‌هاي ايراني به توافق رسيده و در بخش گروه‌هاي خارجي نيز در حال رايزني با كشورهاي تاجيكي و افغانستان هستيم

قرار است پس از انتخاب مسئولان، 4 نمايش در روزهاي بزرگداشت، اجرا شوند و حالا گروه‌هاي نمايشي در حال تمرينند.

ضمن اين كه برگزاري نمايشگاه‌هاي نقاشي، عكس و مينياتور، اجراي مثنوي خواني، پخش تعدادي از آثار سينمايي كه مربوط به مولوي است و اجراي 5 كنسرت موسيقي توسط گروه‌هاي ايراني، تاجيكي و افغاني از جمله برنامه‌هاي هفته مولانا خواهد بود.

علاوه بر اين‌ها، بزرگداشت الهي قمشه‌اي نيز يكي ديگر از برنامه‌هاي سازمان فرهنگي- هنري در اين هفته خواهد بود كه با يكي از سخنراني‌هاي معروف او درباره مولانا همراه خواهد بود.

آبان، ماه مولانا

تقريباَ همزمان با هفته مولاناي سازمان فرهنگي-هنري شهرداري تهران، كنگره بين المللي شمس تبريزي نيز با حضور شخصيت هاي فرهنگي و ادبي كشور و انديشمندان مولوي شناس داخلي و خارجي در شهرستان خوي برگزار خواهد شد.

از برنامه هاي جالب و پرطرفدار اين برنامه، اجراي موسيقي زنده توسط محمدرضا شجريان اعلام شده است.[در همين ارتباط]

اما علاوه بر اين و باز هم به صورت همزمان، همايش كشوري مولانا  آبان امسال در تهران برگزار مي شود و در فاصله آيين افتتاحيه و اختتاميه كنگره شمس و مولانا، مراسم بزرگداشتي نيز در تبريز اجرا مي‌شود.

 

از سوي رئيس سازمان ميراث فرهنگي  برنامه‌هاي سال مولانا اعلام شد

سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كليات طرح بزرگداشت سال مولانا را اعلام كرد.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، اسفنديار رحيم مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري با ارائه گزارشي به رئيس جمهور، ريز برنامه‌هاي پيش‌بيني شده براي سال مولانا را تشريح كرد. برگزاري همايش هاي خارجي با همكاري ايران، از جمله اين برنامه‌هاست.

اين همايش ها در كشورهاي حوزه تمدني ايران يعني تاجيكستان، هند و پاكستان، با همكاري آكادمي علوم تاجيكستان و آكادمي اقبال، دو كشور اروپايي (فرانسه و آلمان) با همكاري مراكز دانشگاهي، دو ايالت امريكا، با همكاري مركز مطالعات آسيايي امريكا، چين و روسيه برگزار مي شود.

همچنين شش محور زير نيز براي انجام پژوهش ها و فعاليت هاي علمي براي بازشناسي و معرفي بيش‌تر مولانا جلال‌الدين محمد بلخي ارائه شدند:

1- دين شناسي مولانا ـ شامل تاثير قرآن و حديث در آثار مولانا،توحيد، نبوت و معاد در آثار مولانا، ولايت در آثار مولانا.

2- زبان و ادبيات ـ شامل زبان و شيوه هاي ادبي مولانا، تاثير مولانا در سير ادب فارسي، شيوه داستان پردازي و غزل‌سرايي مولانا، مولانا و ادبيات معاصر.

3-حكمت و فلسفه مولانا ـ شامل انسان شناسي، جهان شناسي و معرفت شناسي مولانا، مسائل اخلاقي و فلسفي در آثار مولانا.

4- شخصيت و آثار مولانا ـ شامل زندگي، شرح و تفسير آثار، نقد و بررسي، منابع مولوي شناسي، تاثير مولانا بر ديگران و تاثير ديگران بر مولانا.

5- عرفان مولانا ـ شامل سير و سلوك مولانا و عشق و خودشناسي در آثار شمس و مولانا.

6- فرهنگ و هنر ـ شامل تعليم و تربيت در آثار مولانا، اهميت مولانا در ايران و جهان معاصر، مولوي پژوهي در دوره معاصر در داخل و خارج.

همچنين ساخت فيلم، برنامه هاي تلويزيوني و سينمايي، تبليغات داخلي و بين المللي و انتشار كتاب به زبان هاي مختلف از ديگر برنامه‌هاي پيش‌بيني شده براي اين همايش به شمار مي روند.

 

كتاب «مصورسازي منتخبي از غزليات شمس» منتشرشد

گروه ادب: غزليات ديوان شمس از سوي فرهنگستان هنر به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا با همكاري 50 هنرمند نقاش مصورسازي و منتشرشد.

به گزارش خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا) «مهدي حسيني» دبير هنري پروژه مصورسازي منتخبي از غزليات مولانا در گفت‌وگو با ستاد خبري كنگره بزرگداشت هشتصدمين سالگرد تولد مولانا در اين‌باره گفت: دو سال پيش به پيشنهاد دكتر بهمن نامور مطلق، دبير فرهنگستان هنر از 50 هنرمند نقاش براي مصورسازي غزليات شمس دعوت به همكاري كرديم و پس از آن طي يك سال كار جمع‌آوري و ارسال آثار به فرهنگستان صورت گرفت.

وي درباره شيوه تصويرسازي مجموعه غزليات شمس تبريزي افزود: نسخه‌اي از غزليات شمس را در اختيار هنرمندان گذاشتيم و هر هنرمند بنا به سليقه شخصي خود كار مصورسازي يكي از غزليات را بر عهده گرفت.

اين استاد دانشگاه انتشار مجموعه مصور غزليات شمس را اقدامي تازه توصيف كرد و افزود: در گذشته بر روي اشعار بزرگان ادب فارسي علاوه بر كتابت كاري انجام نمي‌شد؛ بنابراين مصورسازي ديوان حاضر نيز اقدامي نو به حساب مي‌آيد.

وي با اشاره به كاركرد سبك‌هاي هنري و انتزاعي در اين اثر تصريح كرد: از منظري ديگر تصويرسازي غزليات شمس حركتي بديع در عرصه مصورسازي و كتابت به دو روش سنتي انجام مي‌شد.

وي در پايان آزاد بودن هنرمندان در انتخاب مضمون و تكنيك غزليات را از عوامل مؤثر در ارتقاي كيفيت اثر نام برد.

كنگره بزگداشت هشتصدمين تولد مولانا از ششم تا دهم آبان‌ماه امسال در تبريز، تهران و خوي برگزار مي‌شود.

 

پخش مجموعه داستان‌هاي مولوي از شبكه يك سيما

گروه هنر: به‌مناسبت سال مولانا كه از سوي يونسكو اعلام شده، مجموعه‌اي 26 قسمتي با مضمون‌هايي از قصه‌هاي مولوي و بررسي انديشه‌هاي ديني اين شاعر توسط شبكه يك سيما در استوديو گلستان در حال توليد است.

به گزارش خبرگزاري قرآني ايران(ايكنا) به نقل از ستاد خبري بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا، تهيه‌كنندگي اين مجموعه مستند را «حسن احمدي» برعهده دارد و «علي مختارزاده» كارگردان اين مجموعه خواهد بود.

بنا به گفته «حسن احمدي»، قصه‌ها به شكل نمايشي توليد مي‌شوند و راوي‌بازيگر اين برنامه «فخرالدين صديق‌شريف» است يعني راوي‌بازيگري است كه خودش در قصه‌ها حضور دارد.

همچنين «ژاله علو» از هنرمنداني خواهدبود كه در اين مجموعه با ما همكاري مي‌كند به‌عنوان‌مثال هرجا ما شعري از مولوي داشته‌باشيم، در آنجا لازم است آن شعر توسط «ژاله علو» خوانده‌شود ضمن‌اينكه وي درزمينه بازيگري در اين مجموعه نيز به ايفاي نقش مي‌پردازد.

«احمدي» ادامه داد: فضايي حدود هزار متر را دكور قرار داديم و به‌شكل قابل‌ملاحظه‌اي طراحي و ساخت دكور را پيش برديم كه براي ساخت دكور اين مجموعه حدود 40 روز زمان صرف شد و اين دكور شامل 9 حجره و بازارچه و قصر و زندان و خانه‌هاي قديمي مي‌شود.

اين داستان‌نويس همچنين افزود: ضبط اين برنامه‌ از هفته گذشته آغاز شده و كل 26 قسمت مجموعه بايد تا اول دي‌ماه سال‌جاري به‌طور كامل از شبكه يك سيما پخش شود.

اين تهيه‌كننده تلويزيوني تصريح كرد: اكنون با سرعت كار را پيش مي‌بريم و تمام تلاشمان هم اين است كه برنامه در تاريخ 10 آبان‌ماه به‌روي آنتن برود.

نويسنده كتاب «يك سفر رويايي» خاطرنشان كرد: ابتداي امر بنا داشتيم تا كار به‌صورت روايي توليد شود اما فكر كرديم حالا كه در سال مولانا، قرار است كاري براي يكي از بزرگترين شاعران كلاسيك ايران‌زمين انجام بدهيم، برنامه را سرسري نگيريم، باور كنيد هزينه دكور ما چيزي قريب به دو و نيم برابر بيشتر از بودجه‌اي شد كه سازمان برايمان در نظر گرفته‌بود.

در اين مجموعه تلويزيوني، «بهزاد علي‌آباديان» تصويربردار و «يارندپور» صدابردار هستند و بازيگران ديگر اين مجموعه 26 قسمتي را نيز «باقر صحرارودي»، «مينا نوروزي»، «زهرا سعيدي» و ... تشكيل مي‌دهند.

انتظار مي‌رود كه «رضا بابك»، «حبيب دهقان‌نسب»، «پرويز پورحسين»، «عنايت شفيعي» و «منوچهر آذري» نيز در اين مجموعه 26 قسمتي ايفاي نقش كنند.

كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا، از ششم تا دهم آبان‌ماه امسال در تهران، تبريز و خوي برگزار خواهدشد.

 

مثنوي معنوي به زبان روسي ترجمه شد

گروه ادب: دفتر اول مثنوي معنوي در سال مولانا به زبان روسي ترجمه شد.

به گزارش خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا) به نقل از ستاد خبري سال تولد مولانا، برگردان اين كتاب توسط گروهي از مترجمان روسيه از سال 2004 آغاز شده كه امسال كار ترجمه دفتر اول آن به پايان رسيده است.

دفتر اول اين مجموعه كه با پشتيباني رايزني فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در مسكو به چاپ رسيده است با هدف انتقال مفاهيم عرفان و مقاصد ادبيات و پاسخگويي به نياز جامعه فرهنگي و دانشگاهي روسيه و روسي‌زبانان ترجمه شده است.

كنگره بزرگداشت هشتصمين سالگرد تولد مولانا از ششم تا دهم آبان‌ماه امسال در تهران، تبريز و خوي برگزار خواهد شد.

 

پايان‌نامه‌هاي دانشجويان درباره مولانا امسال منتشر مي‌شود

گروه ادب: شش مقاله برگزيده درباره مولانا از بين 200 پايان‌نامه كارشناسي ارشد و دكترا به زودي منتشر خواهدشد.

به گزارش خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا) به نقل از ستاد خبري كنگره هشتصدمين سالگرد تولد مولانا، دكتر «علي اعواني» رييس كميته علمي بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا با بيان اين مطلب گفت: اين شش پايان‌نامه اكنون در حال ويراستاري است كه به گمانم مدتي هم براي مراحل چاپ كتاب زمان صرف بشود.

وي افزود: البته شايد اين پايان‌نامه‌ها تا برگزاري كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا به كتاب تبديل شوند.

اعواني اظهار اميدواري كرد كه تا پايان سال جاري ميلادي اين آثار چاپ و به دست علاقه‌مندان و ادب‌دوستان خواهد رسيد.

كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان‌ماه در تهران، تبريز و خوي برگزار خواهدشد.

 

چند خبر كوتاه از بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا

* "توفيق سبحاني" مولوي پژوه گفت: مثنوي معنوي آشفته و پراكنده نيست، اين پندار كه مثنوي معنوي آشفته است، اشتباه است زيرا كه اخيرا مولوي پژوهان ارتباط بين دفاتر اول تا آخر را كشف كرده‌اند.

سبحاني افزود: مولانا زبانش، زباني مردمي است، در زمان مولانا در قونيه چهار زبان تركي، رومي، عربي و فارسي رايج بوده كه مولانا از همه آن‌ها استفاده كرده است.

وي افزود: از حافظ به دليل ظرافت در اشعارش به عنوان منبت كار ياد مي‌شود، ولي آثار مولانا به جهت عظمت به مانند آبشار "نياگارا" است.

* "مير جلال‌الدين كزازي" مولف مجموعه كتاب‌هاي نامه باستان معتقد است:

خداي مرد عرفان و ادب و انديشه ايراني، مولانا جلال‌الدين محمد بلخي، بي‌هيچ گمان و گزافه يكي از بزرگترين و شگرفترين چهره‌هاي فرهنگي ايران و جهان است.

وي افزود: دو شاهكار شگرف و بي‌مانند مولانا كه دو رخداد سترگ و شگفت در جهان ادب و انديشه شمرده مي‌شود، يكي "رازنامه" جاودانه و "مثنوي معنوي كه دريايي است ژرف و كران ناپديد.

اين مولف گفت: در اين درياي واژگان، موجهاي معني و خيزابه‌هاي انديشه، دم به دم بر يكديگر فرو مي‌غلتند و خواننده بيدار دل و جان آگاه را با خود به هر سوي درمي‌كشند و او را برپايه توان و تشنگي و نياز و گنجايي‌اش، از معنا و راز سيراب و سرشار مي‌كند.

* رييس مركز مطالعات فرهنگي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي گفت: بيش از هشتاد تن از مولانا پژوهان برجسته جهان از 26 كشور در همايش بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا شركت خواهند كرد.

"ابوالحسن خلج منفرد" افزود: از بين  156 نفر از پژوهشگران، نويسندگان و مترجمان صاحب نام آثار مولوي در جهان كه هر يك اثري مكتوب را درباره مولانا در كارنامه دارند، پس از دريافت مقالات از طريق ارسال فراخوان و همكاري رايزني‌هاي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در بيش از 60 كشور جهان، در نهايت  81 تن در همايش بين‌المللي بزرگداشت مولانا شركت مي‌كنند.

وي از استادان زبان فارسي و مولوي‌پژوهان كشورهايي چون آمريكا، فرانسه ، يونان، كانادا، انگلستان، آلمان، يوگسلاوي، استراليا، مصر، آذربايجان، هند، چين، بلغارستان، سوريه، ژاپن، سوئد، تركيه، تونس، ليتوني، ارمنستان و پاكستان نام برد.

رييس كميته بين‌الملل كنگره بزرگداشت مولانا افزود: برنامه همايش از ششم و هفتم آبان ماه در سالن اجلاس سران كنفرانس اسلامي در تهران و از هفتم و هشتم آبان در دانشگاه تبريز و نهم همين ماه نيز در شهرستان خوي دنبال خواهد شد.

* "صالح افشار تويسركاني"، شاعر و مولانا شناس گفت: برابري و برادري هدف اصلي مولاناست و عرفان مثنوي معنوي مولانا، جز همان قرآن و آيين خرد ورزي و رازناكي حقيقت حق نيست كه در آن به اعتدال راه و ميانه‌روي پرداخته شده است.

اين شاعر و پژوهشگر ادبيات دفاع مقدس تصريح كرد: به عنوان كسي كه جنگ را حس كرده و دفاع را فهميده است، بايد بگويم كه جوانان امروز ما مي‌بايد بر اين حقيقت واقف شوند كه اين سرزمين يك روز بدون جنگ نبوده است يا در داخل آشوبگراني بوده‌اند يا جنگ بيروني داشته‌ايم و هميشه تنگ نظري‌هاي آشوبگران بيروني چشم طمع به اين سرزمين الهي داشته است.

* "ديوان كبير" برگرفته از نسخه قونيه به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا از سوي انجمن آثار و مفاخر فرهنگي امروز منتشر مي‌شود.

اين كتاب در دو جلد به كوشش توفيق سبحاني و در شمارگان يكهزارو 500 نسخه براي نخستين بار به بازار عرضه مي‌شود.

در اين كتاب توضيحات، فهرست و كشف الابيات آورده شده است.

توفيق سبحاني در پيشگفتار ديوان كبير آورده است: در اين اثر رازهايي مي‌توان شنيد كه زبان عادي از بيان و گوش عادي از شنيدن آن عاجز است.

ديوان شمس، اشعار عربي اعراب‌گذاري و معني شده است، ابيات و مصراع‌هاي يوناني و تركي هم داراي معني است. آيات و احاديث مشخص شده، دو فهرست و كشف الابيات در آن وجود دارد كه به ترتيب صدر تك تك ابيات است.

غزليات اين كتاب با كليات شمس تصحيح مرحوم فروزانفر تطبيق داده شده است و قيمت اين اثر دو جلدي 220 هزار ريال تعيين شده است.

 

«كامراني» نقاش: به تصوير كشيدن ديوان شمس اقدام بديع و مهمي است

گروه هنر: هنوز ديواني از اشعار «مولانا» مصور نشده است و اقدام فرهنگستان هنر در به تصوير كشيدن 50 غزل از ديوان شمس به قلم نقاشان معاصر اقدامي مهم و بديعي محسوب مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري قرآني ايران(ايكنا) به نقل از ستاد خبري بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا، «بهنام كامراني» نقاش و يكي از تصويرگران كتاب شمس فرهنگستان هنر در خصوص طراحي اثر مورد نظرش گفت: با الهام از غزلي از ديوان شمس به مصور كردن آن پرداختم و ماهيت كار را بر اساس رابطه معنوي «مولوي» و «شمس» قرار دادم، رابطه‌اي كه همواره برايم بسيار جالب بوده است. بارها از خود پرسيده‌ام كه چه عظمت و شخصيت خاصي در شمس بود كه چنين ولوله‌اي در نهاد مولانا بر پا كرد.

اين نقاش در ادامه به معرفي شيوه به كار گرفته در طراحي اين اثر پرداخت و افزود: در اين اثر لباس، جانشين فيگور شده است. معتقدم كه لباس حسي از اندام را انتقال مي‌دهد بي‌آن كه به شكل‌هاي متعارف، اشاره به خود اندام داشته باشد. من لباس را رمزي از حضور شمس و مولانا قرار دادم. ارجاع به اشيا واقعي و جهان مثال، مسأله‌اي اساسي بوده كه نقاشي بنيادين ايراني از ديرباز با آن درگير بوده و به خوبي در «فلسفه التباس» روزبهان بقلي نيز قابل بررسي است.

كامراني كه لباس را تجلي حضور افراد يا روح در جهان معاصر مي‌داند در اين اثر شمس را با لباس مشكي (رنگ منتسب به شمس در روايت‌هاي قديمي) و مولانا را با يك حركت سماع گونه به تصوير كشيده است.

وي در ادامه درباره شيوه و تكنيك كار خود گفت: كارهايم متأثر از فرهنگ و نقاشي ايراني است و تلاشم بر اين بود كه فضاي تازه‌اي را ايجاد كنم و با كمك «گچ‌ پاستل» توانستم فضاهاي اثيري، سبكي و شفافيت مورد نظرم را به تصوير بكشم.

بهنام كامراني، پيش از اين در نمايشگاهي با نام«عارفان شهيد» با استفاده از اين شيوه(عدم استفاده از اندام و فيگور) هنر خود را به نمايش گذاشته است.

كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از شش تا دهم آبان ماه امسال در تهران، تبريز و خوي برگزار خواهد شد.

نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی| |

برنامه جشنواره ‌ي 7 روزه شمس‌ تبريزي در خوي اعلام شد

با همكاري وزارت كشور ـ معاونت امور اجتماعي و فرهنگي ، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور ، فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايرا ن و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ـ معاونت هنري ، جشنواره شمس تبريزي از روز شنبه5 تا11 آبان1386در خوي با اجراي برنامه هايي چون:كنسرت موسيقي حسام الدين سراج، جمشيد عندليبي، نمايش رستاخيز عشق به كارگرداني حسين مسافر آستانه ، نمايشگاه آثار برگزيده هنرهاي تجسمي ، ديدار با بزرگان سينماي ايران در بارگاه شمس تبريزي ، كنگره بين المللي بزرگداشت مولانا و شمس تبريزي ، مراسم ويژه رونمايي طرح بارگاه شمس تبريزي با حضور رئيس محترم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ، مراسم ويژه اختتاميه جشنواره و جشن فرمانداري ويژه با حضور وزير محترم كشور برگزار مي شود.

ريز برنامه‌هاي جشنواره شمس تبريزي (خوي)

روز شنبه5/8/86ـ افتتاحيه با حضور معاون امور اجتماعي و فرهنگي وزير كشور، اجراي تابلوي نمايش، اجراي موسيقي توسط گروه آقاي سراج، پخش كليپ و تيزر جشنواره، سخنرانيها ـ افتتاح نمايشگاه آثار برگزيده هنرهاي تجسمي توسط فرهنگستان هنر (برپايي تا آخر هفته) ـ تعداد ميهمانان60 نفر

يكشنبه 6/8/86 ـ اجراي نمايش ويژه »رستاخيز عشق« ـ كنسرت موسيقي آقاي سراج ـ هر دو برنامه در يك سالن با يك بليط (در تالار600 نفره) ـ تعداد ميهمانان35 نفر

دوشنبه 7/8/86ـ اجراي نمايش ويژه »رستاخيز عشق« ـ كنسرت موسيقي آقاي سراج ـ هر دو برنامه در يك سالن با يك بليط (در تالار600 نفره) ـ تعداد ميهمانان35 نفر

سه شنبه8/8/86ـ تكرار برنامه روز قبل يا كنسرت موسيقي استاد شجريان (شب) ـ تعداد ميهمانان35 نفر يا20 نفر

چهارشنبه9/8/86ـ گلباران مقبره شمس و رونمايي ماكت بارگاه با حضور آقاي مهندس رحيم مشاعي ـ احتمالا كنسرت موسيقي استاد شجريان (شب) ـ برنامه هاي جانبي از طرف مسئولان خوي در اين روز قابل ارائه است

پنجشنبه10/8/86 ـ اختتاميه كنگره بين المللي بزرگداشت مولانا ـ اجراي موسيقي توسط گروه آقاي عندليبي ـ حضور ميهمانان در مقبره شمس و گلباران ـ تعداد ميهمانان60 نفر

جمعه11/8/86 ـ اختتاميه جشنواره در ورزشگاه ـ سخنراني وزير محترم كشور ـ گروه موسيقي آقاي عندليبي ـ حضور ميهمانان در مقبره شمس و گلباران ـ ديدار مردم با هنرمندان و بزرگان سينماي ايران در جوار بارگاه شمس ـ حركت به سوي نماز جمعه و اعلام فرمانداري ويژه توسط وزير كشور در نماز جمعه.

ضمناً كنداكتور برنامه هاي هر روز با اعزام مدير اجرايي و كارگردان با همكاري فرمانداري و دبير جشنواره خوي تهيه خواهد شد

نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی| |

احداث بناي يادمان شمس تبريزي به همراه انجام عمليات كاوش با محوريت يافتن مدفن شمس تبريزي و مرمت و ساماندهي و آزادسازي محوطه پيرامون مناره شمس از جمله اقدامات سازمان ميراث فرهنگي آذربايجان غربي به مناسبت سال مولانا است.

 معاون حفظ و احياي سازمان ميراث فرهنگي آذربايجان غربي درباره برنامه هاي اين سازمان به ستاد خبري بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا گفت: از آنجا كه سال 2007 سال مولانا نامگذاري شده و شهر خوي نيز ميزبان همايش مولانا و كنگره شمس است برنامه هايي در اين خصوص تدارك ديده ايم كه احداث بناي يادمان شمس، انجام عمليات كاوش يافتن مدفن شمس تبريزي، مرمت، ساماندهي و آزادسازي محوطه پيرامون مناره شمس تبريزي از جمله اين اقدامات است.

اسدالله عليزاده افزود: براي اولين بار در اين محوطه كاوش باستان شناسي با محوريت يافتن مدفن شمس انجام مي شود و به شواهدي در اين باره رسيده ايم كه نتيجه تحقيقات به عمل آمده در اين رابطه تحت عنوان يك مقاله پژوهشي در كنگره بزرگداشت شمس تبريزي ارائه مي شود.

وي تصريح كرد: از ديگر برنامه هاي جالب توجه اين معاونت محصور كردن منطقه كاوش توسط حباب شيشه اي است كه امكان ديدن منطقه كاوش و يافته‌هاي باستان شناسي را فراهم مي كند.

مقبره شمس تبريزي در 2 كيلومتري مركز شهر خوي در محله امامزاده قرار دارد. مناره زيباي سلجوقي اين بنا،در دوره صفويه بازسازي شده است و قدمت آن به قرن ششم باز مي گردد.

بر اساس سوابق به جا مانده تاريخي و نقل قول تعدادي از مورخان مدفن شمس تبريزي در اين ناحيه قرار دارد.

كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان ماه امسال در تهران تبريز و خوي برگزار خواهد شد

نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی| |

نتايج اوليه‌ي كاوش مقبره شمس تبريزي اعلام شد

سرپرست هيات كاوش هاي باستان‌شناسي مقبره شمس تبريزي خوي گفت: نتايج اوليه كاوش هاي باستان‌شناسي اين مقبره حكايت از مذهبي بودن اين مكان دارد.

رضا حيدري، در گفتگو با خبرنگاران افزود: بر اساس نتايج حاصل از كاوش‌هاي مقبره شمس تبريزي، كشف گورها و تراكم اسكلت هاي موجود در لايه هاي مختلف زمين، اهميت تدفين در اين مكان و مذهبي بودن آن را نشان مي‌دهد.

وي گفت: اسكلت هاي به دست آمده در اين گمانه زني ها، مربوط به سه قوم مختلف است كه تراكم آنها نشانگر مقدس بودن اين مكان است و براي شناسايي اين اقوام و تاريخ تدفين آنها طرح سال يابي تدفين ها از طريق ميناي دندان اسكلت ها، براي نخستين بار در كشور، اجرا مي شود.

وي اظهارداشت: مدارك به دست آمده از اين مكان تاريخي، وجود يك كاخ مجلل در دوره صفويه را در اين منطقه ثابت مي كند.

حيدري، همچنين از كشف تعدادي قطعات كاشي هاي فيروزه اي در گمانه‌زني هاي اين مقبره خبر داد و افزود: اين قطعات در اشكال، طرح ها و قالب هاي تصويري مختلف هستند.

وي، با اشاره به انجام دو هزار و420 ساعت كار كارشناسي در مناره شمس تبريزي اظهارداشت: در اين كاوش ها سه هزار و 78 قطعه سفال مربوط به دوره هاي بعد از سلجوقيان  به همراه تعداد زيادي اسكلت انسان كشف شده است و بررسي سفال هاي بدست آمده نشان مي دهد كه اين سفال ها بخشي از عمارت مجللي بوده است كه زماني در اين محوطه وجود داشته است و تصويري از آن در گنجينه توپ قاپي تركيه وجود دارد.

وي يادآورشد: در بررسي ها آجرهايي در قالب هاي متفاوت به دست آمده كه همه آنها حاكي از وجود معماري غني در محل مقبره شمس تبريزي است.

وي، با اشاره به ادامه مطالعات باستان‌شناسي در اين مكان گفت: بررسي و آناليز قطعات سفالي كشف شده از اين مكان در دست اجراست و نتايج آن  حداكثر تا سه ماه ديگر اعلام مي شود.

مسوول پژوهش سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان غربي و سرپرست هيات كاوش هاي باستان شناسي مقبره شمس تبريزي اعلام كرد: نتايج اوليه اين كاوش ها در كنگره شمس تبريزي ارايه مي شود.

حيدري، با اشاره به قرائن و شواهد بدست آمده از گمانه زني هاي اخير اظهار داشت : اين مدارك در كنار اسنادي كه در كتابخانه هاي ايران و تركيه وجود دارد نشان مي دهد كه مزار عارف نامي كشورمان شمس تبريزي در مكاني كه به عنوان مقبره شمس تبريزي در خوي مشهور است، واقع مي باشد .

وي گفت: براي پاسداشت اين عارف نامي ايران و اسلام تمبر يادبود شمس تبريزي  با همكاري شوراي اسلامي شهر خوي تهيه و چاپ مي‌شود.

وي، تهيه كليپ مستند و ايجاد دو نمايشگاه محفظه اي شيشه اي از آثار به دست آمده از مقبره شمس تبريزي در محل گمانه زني ها را از برنامه هاي اين هيات پژوهشي اعلام كرد.

فرماندار خوي، نيز گفت: اين شهرستان با تمام امكانات آماده برگزاري هرچه باشكوه تر كنگره شمس تبريزي است.

ابراهيم محمدلو افزود: به زودي ساخت بارگاه عارف نامي شمس تبريزي در خوي آغاز مي شود.

 كنگره شمس تبريزي آبان ماه امسال با حضور انديشمندان داخلي و خارجي در شهرستان خوي برگزار مي شود.

نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی| |

مس الدّين تبريزي و مدفن وي

بهروز نصيري

 

 

قاصيدـ‌عشقه دئنن مولويه ائيله خبر

شمسدن‌واردي‌نيشان‌يوردوموزاقيلسانظر

خويداديربورج وميناري هله‌ده واردير اثر

قورولوب‌مجليس‌ـ‌احباب،گل‌ائي‌مورغ‌ـ‌سحر

اوخوسون‌نغمه‌ي‌ـ‌ديل‌باغداهيزاران،وطنيم

بعد الحمد والصلوة آوازه و شهرت برخي انسانها از مرزهاي ملّي گذشته و جهاني شده و گاهي زمانها را نيز پيموده و حالت اسطورهاي براي خود پيدا كرده است. بي شك "شمس تبريزي" مريد و مراد و واژگونگر "مولانا" از آن اشخاص بود كه در سدهي هفتم هجري در گلزار ادب و عرفان ايران شكوفا شد‏. تاريخ دقيق تولّدش در دست نيست، ولي با احتساب اينكه وي هنگام ورود به قونيّه 642 ه.ق60 ساله بود و مولوي 38 ساله، تولّد وي در 582 ه.ق مي‌ شود، فرزند ملكداد تبريزي از تركان قبچاق بود. در تبريز پا به عرصه وجود گذاشت، در مكتب شيخ ابوبكر سله باف تريزي تلمذ نموده و سپس براي يافتن استادي ديگر و پژوهشگري بزرگتر به سير و سلوك پرداخت و از محضر عرفاي بزرگ زمان چون سجاسي، باباكمال جندي بهرهها برده و بعد از خوابي كه ديد "آن ولي كه با تو هم صحبت باشد در روم است."، به سوي غرب رهسپار شد. در اين سير و سلوك عرفاني، در احوال بسياري از مشايخ عرفا و تصوّف قبل از خود نگريسته و محضر بسياري از هم عصران خود را درك نمود و ظاهراً از هيچيك از آنها چيزي را كه وي طالب آن بود نيافت، در او وراي اين مشايخ ظاهر كه مشهور خلق بودند، طالب ديدار اولياي مستور بود كه از مشهوران تمامتر بودند، فخرالدّين عراقي و اوحدالدّين كرماني را ديده، هيچكدام را باب ميل نيافته و حتّي از صحبتي كه با ابن عربي مشهور به شيخ اكبر و شمس الدّين خويي داشت در حقّ آنها ارادتي نيافت.

شمس تبريزي روز 26 جمادي الآخر 642 پخته و كار آزموده وارد قونيّه شد، با مولوي ديدار كرد. در اين ديدار همانند آتشي كه به انبار باروت نزديك شود، مولوي صدر نشيني را كه در چهار مدرسه قونيّه تدريس ميكرد، واژگون نمود و براي مولانا زندگي تازهاي آغاز شد. مولانا فرزند سلطان العلما است، مفتي شهر است، سجّاده نشين با وقاري است، شاگردان و مريدان دارد، جامة فقيهانه مي‌پوشد، و به گفتة سپهسالار(به طريقه و سيرت پدرش حضرت مولانا بهاءالدّينالولد مثل درس گفتن و موعظه كردن) مشغول است، در محيط قونيّه از اعتبار و احترام عامّ برخوردار است، با اين همه چنان مفتون اين درويش بي نام و نشان ميگردد كه سر از پاي نمي‌شناسد. افلاكي مي‌نويسد: ... و دستار خود را دانشمندانه مي پيچد و رداي فراخ آستين سنّت علماي راستين بود، مي پوشد . مولانا پس از برخورد با شمس اين لباس را تغيير داد. به قول  سپهسالار: "و حتّي از طرز لباس پوشيدن شمس پيروي كرد." بعضي از تذكره نويسان را نظر بر اين است كه در سال 645هـ به دست عدّهاي از شاگردان متعصّب مولانا كه گويا فرزندش علاءالدّين نيز جزو آنان بود كشته شد و يا به قول ديگر ناپديد گرديد. چنانچه هيچ كس از آن پس از حالش آگهي نيافت و انجام كارش نا معلوم ماند..."  شايعة قتل " شمس تبريزي" را اوّل بار محيي الدّين عبدالقادر (وفات 775 هـ ) در كتاب"الجواهر المضيئه" و سپس افلاكي(وفات 761هـ) در كتاب"مناقب العارفين " ذكر نموده كه بعد ها در نوشتة تذكره نويسان ديگر نيز راه يافته است. افلاكي كه بيشتر از يك سده با " شمس تبريزي" فاصله داشته، در مورد قتل وي سه روايت متناقض ذكر مي كند و آنها را با عبارت  " گويند" شروع مي نمايد. در مورد نادرست بودن اين افسانه، نظر ها و عقايد مختلفي وجود دارد، از جمله به فرض بپذيريم كه شمس را كارد زدهاند و چند قطره از خونش بر خاك ريخته، چون جنازهاش نمانده بنابراين از اين حادثه به سلامت رسته و قونيّه را ترك كرده است. وانگهي سلطان ولد كه اين افسانه از قول او نقل شده، چرا خود وي اين ماجرا را در مثنوي خود كه دقيق ترين آگاهيها را از سرگذشت شمس دارد، نياورده است و چرا سپهسالار كه از معاصرين و مريدان مولوي بود و رساله اش منبع اصلي افلاكي بوده، حادثهاي به اين بزرگي و اهميّتي را در رسالة خود نا گفته گذاشته است و فقط به نگارش اين مطلب از قول شمس اكتفا كرده است: " از حركات اين جمع معلوم گردد كه چنان غيبت خواهم كرد كه اثر مرا هيچ آفريده نيابد و هم در آن مدّت ناگاه غيبت فرمود..." اين روايات مختلف از قول افلاكي چند زباني وي را رسانده و مسئلة قتل شمس را رد مي‌نمايد و از طرف ديگر چرا اين از زبان " فاطمه خاتون" افشا شده  و خود سلطان ولد يا سپهسالار كه شهود عيني بودند از آن هيچ آگاهي نمي‌دهند.گولپينارلي بزرگترين مولوي شناس ترك به نقاط ضعف اين روايات زيركانه اشاره كرده، امّا در رفع و رجوع تناقضات نكوشيده و نخواسته است كه صريحاً بي اساس بودن افسانه ها را در مورد قتل شمس به قلم آورد، مي نويسد: اينكه گفته‌اند؛ پيكر شمس را در كنار گهرتاش دفن كرده اند، گهرتاش در سال 660 هـ ، پانزده سال بعد از ناپديد شدن شمس كشته شده. اين روايت افلاكي هم كه " شمس در جنب مولاناي بزرگ مدفون است." برخي محقّقان ترك را به اشتباه انداخته كه سنگ قبر " شمس الدّين بن يحيي بن محمّد شاه" از دامادهاي خاندان مولوي را از آن شمس تبريزي شمرده اند. اين خطا را گولپينارلي تصحيح كرده است و مي گويد: آرامگاه شمس الدّين يحيي نامي است از بستگان مولانا كه در هفتم ربيع الاوّل 692 هـ در گذشته است و ربطي به شمس تبريزي ندارد. مولانا حتّي چند بار براي يافتن " شمس" رنج سفر دمشق را نيز متحمّل مي شود، اگر قتل شمس درست بود، آيا مولوي به سفر متوالي براي يافتن وي دست ميزد. گذشته از اين آيا " شمس" قطب قونيّه از كم شهرتي بر خوردار بود، و يا طرفداراني نداشت كه بعد از قتل وي، طرفداران و عماّل حكومتي سراغش را نگيرند، ولي با در نظر گرفتن روش " شمس" كه هر كجا مشهور مي شد، ترك آن ديار مي كرد. آنجا را نيز ترك مي كند، از خود وي خبري نرسيد، ولي نشان مدفن او را در جاهاي مختلف از جمله خود قونيّه، خوي و تبريز داده اند. در چه سالي نداي حق را لبّيك گفته و چه مدّت بعد از " غيبت نهايي" از قونيّه زنده بود، باز نظر ها مختلف است. ولي آنچه كه هست اكثر نظر ها و عقايد وجود تربت" شمس تبريزي" را در شهر دارالمؤمنين خوي ثابت مي نمايد، و آنها را از چهار ديدگاه مورد بررسي قرار مي دهيم:

1- از نظر تذكره نويسان 2- از ديد خود مولوي 3- از مندرجات سفرنامه ها 4- از ديدگاه عامّه

تربت شمس تبريزي در خوي از نظر تذكره نويسان:

قديمترين منبعي كه در آن از وجود "شمس تبريزي" در خوي ذكري رفته مجمل فصيحي (845هـ) است كه در حوادث سال672هـ مي‌گويد: "وفات "شمس الدين تبريزي" مدفوناً به خوي كه مولانا جلال‌الدين بلخي المعروف به "مولانا" اشعار خود به نام او گفته است ..." در همان منبع دوّمين بار در حوادث سال 698هـ در ذكر وفات شيخ حسن بلغاري آمده ... خرقه از دست شيخ الكامل الواصل، شيخ شمس الدّين تبريزي كه به خوي مدفون است، گرفته ..." مجمع فصيحي منبع معتبري است و فصيحي هروي مؤلف آن مندرجات كتاب خود را از منابع مكتوب كهن تر گرفته، از حيث جمع آوري اخبار و اشتمال بر اطلاعات كثير و سهولت دريافتن آنها، اثري بسيار سودمند است.  و اينكه مدفون بودن شمس را در شهر خوي دو بار ذكر كرده، اعتبار سخنش را مضاعف كرده است. مرحوم نفيسي در شرح حال شيخ حسن بلغاري مي نويسد: "شيخ حسن بلغاري سي سال اسير بلغاريان بوده و از آنجا به شهر بخارا گريخته و از آنجا به تبريز رفته و خرقه از دست شمس الدّين تبريزي عارف مشهور كه در خوي مدفون شده گرفته است." پدر شيخ حسن، پير عمر نخجواني از معاصران "شمس تبريزي" مقيم "خوي" بوده و مزارش در حوالي اين شهر در روستايي به نام پير كندي معروف است. بنابر اين "شمس تبريزي" كه هميشه به صورت درويشي ناشناس سفر مي كرده در خوي رحل اقامت افكنده و مريداني يافته و مشهور عامّ و خاصّ شده و سرانجام سر شوريده بر بالين آسايش رسيده و در شهر خوي نداي حق را لبيك گفته است.

مرگ او مرگ درويشي گمنام و مسافري رهگذر نبوده، بلكه با طول اقامت در اين شهر چنان احترام و اعتبار يافته بود كه آرامگاه شايسته اي بر سر خاكش افراشته اند كه تا قرنها بعد هم زيارتگاه بوده است. مطراقچي لشكر نويس سلطان سليمان قانوني در سفر سال 942 سلطان به آذربايجان تصويري از خوي كشيده و در آن آرامگاه شمس تبريزي را با گنبد و منارش كاملاً مشخّص نموده است. معلوم است كه در ساليان بعد به سبب سوانح طبيعي آرامگاه تخريب شده، و شايد مردم نيز كه دچار آشوب هاي دورة بعد از صفويّه بوده اند، نتوانسته اند، آن را دوباره باز سازي نمايند.

سعيد نفيسي در جاي ديگر مي نويسد: "زندگي وي بسيار تاريك است. چنانكه برخي ناپديد شدن او را در 643هـ دانسته و برخي درگذشت وي را در 672هـ ضبط كرده اند و نوشته اند كه در خوي مدفون است." دكتر محمّد علي موحّد مي نويسد: " شمس تبريزي در خوي مدفون است." عبدالرفيع حقيقت مي نويسد: " در هر حال زندگاني شمس تبريزي بعد از ترك قونيّه بسيار تاريك است، برخي ناپديد شدن وي را در سال 643 دانسته و برخي درگذشت او را در سال 674 هـ ثبت كرده اند و نوشته اند كه در خوي مدفون شده است." مرحوم فروزانفر نيز پس از اشاره به قول فصيح خوافي مي نويسد: "كه شمس تبريزي در شهرستان خوي مدفون است، ياد آوري اين نكته لازم است كه هم اكنون محلّي در خوي هست كه مردم آن شهر آن را مدفن شمس تبريزي مي‌دانند."  در منشآت السلاطين فريدون بيگ در گزارش لشكر كشي سليمان اوّل، پادشاه عثماني به ايران آمده است كه در بازگشت سلطان سليمان اوّل از تبريز به ديار روم در سه روزي كه در تابستان 942 هـ در شهر خوي گذرانيده،" روز پنجشنبه 4 ربيع الاوّل، حضرت پادشاه با حضرت سر عسكر (ابراهيم پاشا) سوار شدند و به زيارت مزار شريف حضرت شمس تبريزي مشرّف گرديدند". مطالب فوق را هامر پور گشتال، در تاريخ امپراطوري عثماني، از روزنامة سفر استانبول در تذييلات تاريخ عثماني نقل نموده، حاكي است از اينكه سلطان عثماني در روز هاي اوّل و دوّم ربيع الاوّل سال 942 هـ كه در شهر خوي بوده، همراه وزير اعظم خود، بر اسب نشسته و به زيارت تربت شمس تبريزي رفته است.

هامر پور گشتال خود از ستايشگران بزرگ مولوي بود و در كتاب " تاريخ ادبيّات ايران" نخستين كتاب جامع ادبيّات فارسي، به زبان آلماني در بارة وي بحث نموده است.  پس نظر وي در مورد آرامگاه شمس و وجود آن در شهر خوي مي تواند مؤيّد نظر ديگر تذكره نويسان باشد.. وجود مزار شمس را در خوي " ابراهيم پچوي" مورّخ و اديب معروف تركيّه نيز در كتاب خود نقل نموده است. وي يكي از نويسندگان و مورّخين بنام عثماني بوده و تاريخ وي نيز از منابع معتبر به شمار مي رود، با توجّه به مندرجات فوق، در مورد زيارت سليمان اوّل از آرامگاه شمس تبريزي در شهر خوي، اين سند به وضوح نشان مي دهد كه حتّي سيصد سال پس از غيبت و عزيمت شمس از نظر دستگاه خلافت عثماني كه البتّه مطّلع ترين علما را در اختيار داشتند. محلّ صحيح تربت شمس تبريزي در خوي بوده و نه در قونيّه، كه امروز به لحاظ جلب توريست و با تبليغات زياد، محلّي را به عنوان مقام " شمس تبريزي" معرفي مي كنند، واهي و بي اساس بودن روايت مربوط به قتل شمس و اينكه او را پنهان از نظر مولانا در قونيّه دفن كرده اند، به قدر كافي روشن است، و ما اينك برآنيم كه هيچ دليل موجّهي براي ترديد در اصالت انتساب مقبره واقع در خوي به شمس تبريزي وجود ندارد.  دكتر رياحي فرزند دانشمند خوي مينويسد: در تابستان 45 شمسي كه گلپينارلي در قونيّه سرگرم تحقيق در نسخ خطّي آرامگاه مولانا بود، روزهاي خوشي با آن دانشمند وارستة فرشته خوي گذرانيدم، يك روز از او خواستم كه مرا به زيارت مقام "شمس" و ديدن آم چاه نو يافته ببرد. با ديدن بي ميلي او ترديد خود را در بارة روايت ساختگي افلاكي و بي اساس بودن وجود مزار شمس بيان كردم، و گفتم: از نوشتة شما هم بر مي آيد كه خودتان هم اطمينان نداريد كه شمس در قونيّه آرميده باشد. با خندة شيرين معني دار عارفانهاي گفت: چه كار داريد، كارمندان جوان اينجا حدس زدند، من هم نخواستم دلشان را بشكنم، اين حدس ها چيزي از مقام شيخ نمي كاهد، امّا بر جلال و شكوه آرامگاه مولانا مي افزايد. مزار و منار شمس تبريزي در نوشتة سيّاحان: سيّاحاني كه از خوي عبور كرده اند، برخي از آنها به منار و تربت شمس تبريزي در شهر خوي اشاره داشته اند، از جمله؛ در سفرنامة اولياي چلبي آمده است: اهالي شهر خوي خوش صورت و مبيح المنظر هستند، مزار امير بغامي(بوقا)، از اميران تركمان، در اين شهر است، قبر شمس تبريزي خارج شهر است زيارت كرديم.  بازرگان گمنام ونيزي نيز در وصف كاخ شاه اسماعيل اوّل صفوي در شهر خوي از منار شمس تبريزي توصيف مي كند. بن تان، تانكواني و دروويل نيز اشاره اي به منار شمس تبريزي و كاخ شاه اسماعيل اوّل دارند. جيمز موريه از محلّة امامزاده و شمس تبريزي شهر خوي نام ميبرد و مينويسد: در انتهاي شمالي آن محلّه دو ستون آجري ديده مي شود، مي گويند اين ستون ها مربوط به مقبره يا يادگاه " ملاّيي" تبريزي موسوم به" شمس " است كه مردي اهل دانش و شاعري معروف بود. اوژن اوبن نيز از منار شمس تبريزي و شنيده هاي مربوط به آن مطالبي خواندني در سفرنامة خود آورده است . بازرگان گمنام ونيزي در توصيفي كه در مورد كاخ شاه اسماعيل اوّل آورده است، مي نويسد: ... شاه اسماعيل از زيستن در اين كاخ بيشتر از زندگي كردن در تبريز لذّت ميبرد.  با عنايت به اينكه شاه اسماعيل خود عارفي بنام و شاعري توانا در عرفان بوده و " خطايي" تخلّص ميكرده و ديوان اشعار به زبان هاي تركي و فارسي وي مؤيّد گفتة ماست، وجود مزار شمس علّت سكونت وي در اين مكان بوده است، چرا كه عرفا در جوار آرامگاه بزرگان عرفان، از آن اماكن نوعي بهره مندي معنوي داشتهاند. اين موضوع گفتة هرمان اته را نيز در مورد علوي طلبي"شمس" تأييد مينمايد. چرا كه بر اين موضوع  واقفيم شاه اسماعيل علما و عرفاي شيعه را چه در زمان خود و چه قبل از خود بي نهايت گرامي ميداشت.

 اعتماد السّلطنه نيز در سفر خوي مينويسد:" از مشاهير، قبر شمس تبريزي، در اين شهر زيارت ميشود."

تربت شمس در خوي، در افواه عامّه:

منار واقع در خوي هنوز هم به نام شمس تبريزي معروف است و مردم اطراف، آنجا را به نام اماكن (مقدس) نام ميبرده اند و حتّي به نام شمس، مسجدي، محلّه‌اي و باغي همين الآن وجود دارد، در حدود 40 يا 50 سال پيش دراويش مولويه مي آمدند و در كنار مزار شمس مراسمي اجرا ميكردند كه پيرمردان نقل مي كنند: در ماه آذر "قبس [قوس] آيي" دراويش در كنار منار شمس جمع مي‌ شدند و حتّي براي تجمّع خود تابلوهايي نيز در دروازههاي شهر مي‌آويختند و مراسمي در اينجا انجام ميدادند. با توجّه به مطالب فوق عموم مردم را عقيده بر اين است كه اينجا مزار شمس تبريزيست و به علّت وجود آرامگاه وي در كنار منارها كه ساليان پيش با بي توجّهي حكّام وقت و به سبب سوانح طبيعي آرامگاه و يكي از منارها از بين رفته و متأسفانه اقدام به بازسازي آن نكردند. در كنار منار شمس تبريزي (ساليان پيش سنگ مزارهايي وجود داشت) هم اكنون سنگ مزاري با مشخّصات »بردي ابن شهسوار طارمي« در كنار منار وجود دارد. آيا صاحب مزار فوق كه از ناحيه طارم و زنجان است؟، زماني كه شمس در پيش سجاسي زنجاني بوده، دست ارادت به شمس نداده كه بعدها با وي، يا به خاطر وي به خوي آمده و ماندگار شده و همين جا به رحمت ايزدي پيوسته است؟ با توجّه به اينكه  اين نام در منطقه‌ي خوي مرسوم نبوده است.

شايد مولوي از سفر شمس تبريزي به خوي اطّلاع داشته، چرا كه خوي مهمترين شهر ايران، بر سر ديار آسياي صغير و ممالك اروپا بود به اشعاري كه اشاره به سفر آن "مه خوش لقا" مي كند، اشاره شد و در غزلي ديگر چنين گويد: چند بيتي از آن.

برج‌برج وخانه‌خانه جويم آن خورشيد را

كو كليد خانه از همسايگان پنهان نهاد

مشك‌گفتم‌زلف‌اورا زين‌سخن‌بشكست‌زلف

هندوي‌زلفش‌شكسته روبه‌تركستان‌نهاد

با عنايت به اينكه ديار خوي در گذشته به تركستان ايران مشهور بوده و اكثر جغرافي‌دانان و نويسندگان، در نوشته هاي خود خوي را به عنوان تركستان ايران آورده اند، از جمله مستوفي در صفحه 97، لسترنج در صفحه 179، منم تيمور جهانگشا در صفحه 411، آتورپاتكان در صفحه71 و..." آيا منظور مولوي در مصرع هندوي زلفش رو به تركستان نهاد، تركستان ايران كه همين خوي باشد، نيست.

نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی| |

 

وقتي جايگاه خوي به عنوان مدفن شمس تبريزي فراموش مي شود!

اين خبر را مطالعه بفرمائيد:

»فعالان گردشگري تركيه براي تبادل توريست به ايران سفر مي كنند. هتل هاي لاله در تهران، پارس در تبريز، هما در شيراز، عباسي در اصفهان و پرديسان در مشهد ميزبان برپايي كارگاه هاي گردشگري تركيه در ايران هستندمطلب فوق، عنوان خبري بود كه چندي پيش خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري آن را مخابره نمود. در ادامه اين خبر آمده بود:

» جمعي از فعالان گردشگري كشور تركيه كه اكثر آنان را هتل داران اين كشور تشكيل مي دهند، براي آشنايي با قابليت‌هاي گردشگري كشورمان و برگزار كردن تورهايي از تركيه به ايران، به كشورمان سفر كرده و كارگاه هايي را برگزار مي كنند. اين كارگاه ها به منظور تبادل نظر و تعامل هرچه بيشتر مديران دفاتر مسافرتي دو كشور در جذب هرچه بيشتر گردشگر و گسترش روابط توريستي با همكاري آژانس ايران مركز، شركت هواپيمايي تركيه، تورساب (اتحاديه دفاتر مسافرتي تركيه) و رايزني فرهنگي توريستي تركيه در ايران برگزار مي شود. دبير تورساب به همراه 20 نفر از آژانس‌داران ترك در اين كارگاه ها شركت مي كنند. يعقوب قاسمي، رئيس آژانس ايران مركز، با بيان اين مطلب به ميراث خبر گفت: "اين گروه از 31 ارديبهشت ماه با ورود به شهر تبريز وارد ايران شده و كارگاه يك روزه اي را در هتل پارس تبريز تشكيل مي دهند. پس از آن يك روز گشت در تبريز و ديدار از جاذبه هاي گردشگري اين شهر در برنامه‌هاي آنان قرار دارد." وي افزود: "اين گروه پس از تبريز به شهرهاي تهران، اصفهان، شيراز و مشهد نيز سفر مي كنند." "پس از پايان يافتن برنامه‌ي ترك ها در ايران، برنامه شب هاي ايراني نيز در شهرهاي مختلف تركيه به منظور تبادل گردشگر بين اين دو كشور برگزار خواهد شد."«

حتما تا حالا كارگاه مزبور به اتمام رسيده و اين ها همه از تاثيرات سال مولاناست كه قابل تحسين است. اما در اين ميان نكته اي ظريف به چشم مي خورد: »خوي به عنوان مدفن شمس تبريزي فراموش شده استيعني هنوز بايد روي اين موضوع خيلي كار كرد تا نظر جهانيان به مدفن واقعي شمس تبريزي در اين ديار فراموش شده، معطوف گردد

نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی| |

مولوي،  بزرگمرد عرفان

مليحه نصيري

 

 

آب دريا را اگر نتوان كشيد

هم به قدر تشنگي بايد چشيد

در تاريخ فرهنگ و تمدن هر ملتي، انديشمندان بزرگي به ظهور رسيده اند كه با نبوغ فكري خود افق‌هاي تازه اي از انديشه را فرا روي جهانيان گشوده‌اند و به مدد استعداد فطري و تلاش خستگي ناپذير خويش، منشأ تحولات فكري عميقي در عالم بشريت گرديده اند. مولانا جلال الدين يكي از همين نادره مردان انديشمند، عارف و متفكر قرن هفتم است كه  همراه با زندگي سراسر پرفراز و نشيب، آثار بسيار گرانقدري به جاي مانده از وي، نقش بسزايي در تاريخ ادبيات ما داشته و منشأ تحولات فكري عميقي در مخاطبانش شده است... عرفان يكي از دستاوردهاي اين عارف عاشق است، هر چند كه مولانا بارها و بارها، سخن گفتن را غبارانگيزي در برابر معنا دانسته كه مانع رويت آن مي‌گردد. به نظر مولانا رهروي كه بر مركوب عشق مي نشيند و با خود توشة ايمان برمي‌گيرد، همة دشواريهاي راه را بي هيچ نوميدي، پشت سر مي‌گذارد و به سر منزل آرامش مي‌رسد. در واقع مي توانيم راجع به مولوي همان چيزي را بگوييم كه راجع به بسياري از شخصيت هاي ديگر تاريخ تفكر اسلامي مي توان گفت: او اصل »اقرار به وحدت خدا«، (توحيد) را مسلم مي گيرد و همه معاني ضمني آن را براي ما انسانها، مطابق تصوراتمان، فعاليتهايمان و وجودمان توضيح مي دهد. اما اين جمله ساده، نمي تواند به ما بگويد كه چرا مولوي از زمان حياتش تا به امروز اين همه مورد توجه و اقبال بوده است. سرّ اين نكته را بيشتر بايد در اين جست كه او چگونه مي گويد تا اينكه چه مي گويد. افزون بر اين، تعاليم مولوي به طريق بي شمار ارتباط دروني باهم دارند. عملاً هر بيت شعر او مي تواند به عنوان نقطة شروع براي شرحي بر كل مجموعه تعاليم وي عمل كند. هنگامي كه شعر مولوي در محافل سنتي در دنياي اسلام آموزش داده مي شود، براي يك استاد، نامتعارف نيست كه ماهها وقت، صرف شرح حكايتي از مثنوي يا غزلي از ديوان كند.

مهمترين ويژگي اشعار مولانا آن است كه براي هر عصر و دوره‌اي پيامي دارد و هر كس و هر قشري جذب آن مي شود.

... عرفاني كه مولانا بيان مي كند نه منحصر به عرفان نظري و فلسفي و نه از نوع عرفان حشوي و بازاري است كه به لاقيدي و لااباليگري منحصر شود، همچنين از نوع عرفان كرامت‌گرا و كرامت ساز نيست بلكه، عرفان زندگي و اخلاق است، زيرا ممكن است كه انسان از الفباي اخلاقي در زندگي خود درمانده باشد. آنچه در عرفان مولانا اهميت بسزايي دارد راستگويي، تواضع و فروتني است كه خود كرامت آفرين است. نگاه عرفاني در پي برآوردن يك نياز ديگر روحي انساني است، نياز به معنويت، نياز يك نوع مشاركت در فضايي كه امروزه تجربه آن را امر مقدسي ناميده است و آن به تعبير مولانا باز كردن روزنه‌اي به عالم معني است.

عرفان مولانا زندگي ساز است زندگي ستيز نيست، زندگي پاك و حيات طيبه است. دين و عرفان با زندگي غافلانه و غفلت زدگي مخالف است. نكته ديگري كه مولانا در عرفان به آن معتقد است اين است كه سالك در هر لحظه، پاس انفاس دهد و عمرش را بيهوده تلف نكند و هر لحظه در پرورش و تذهيب كمال، در وجود خويش باشد. مولانا به فناي في الله كه يك مقوله پيچيده در عرفان است نيز رنگ اخلاقي مي بخشد، بي شك چنين شاعري كه نماينده تمام و كمال ادبيات عرفاني است، همواره مورد توجه شاعران پس از خود تا قرن حاضر است و همه مثنوي سرايان و شاعران علاقمند به ادبيات تعليمي گوشه چشمي به او دارند.

اما در باب عقايد عارفانه مولانا بايد گفت كه وي لزوم افناي نفس را بيشتر از اسلاف خود تاكيد مي كند و در اين مورد منظور او تنها از بين بردن خود، كافي نيست بلكه در اساس بايد نفس فردي جزئي كه در برابر نفس كلي مانند قطره ايست از دريا، مستهلك گردد.

در نگاه او جهان و جمله موجودات عين ذات خداوند است زيرا همگي مانند آبگيرهائي كه از يك سرچشمه بوجود مي آيند از او نشأت مي گيرند و بعد به سوي او باز مي گردند، اساس هستي، خداي تعالي است و باقي موجودات در برابر هستي او فقط وجود ظلي دارند. به موجب تعليم ايراني وجود خداي تعالي در كل مستهلك نمي گردد و ذات حي او از بين نمي رود بلكه بر عكس وجود كل است كه در ذات باريتعالي مستهلك مي شود. زيرا هيچ چيز غير از وجود او وجود واقعي ندارد و هستي اشياء بسته به نور است. اين برابري خالق و مخلوق اشعار مي دارد كه انسان عبارت از ذرة بي مقداري نيست، بلكه داراي اراده مختار و آزادي عمل است و از اين رهگذر مسئول اعمال و كردار خويش است و بايد بواسطه تهذيب نفس كه در نتيجة سلوك در راه فضائل، نظير تواضع و بردباري و مواسات و همدردي بدست مي‌آيد بكوشد و خود را به وصال حق برساند.

عرفان مولانا حركت و تحول جهان و انسان را با ذوقي ادبي ولي مستند به پايه هاي فلسفي چون نظم علت و معلولي در جهان هستي و حركت تكاملي مطرح مي نمايد و مي‌گويد عمر همچون جوي نونو مي رسد.

هر نفس نو مي شود دنيا و ما

بي خبر از نو شدن اندر بقا

هر زمان از غيب نونو مي رسد

از جهانِ تن، برون شو مي رسد

نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی| |

اسكلت‌هاي شمس تبريزي و شاگردش در خوي كشف شدند

در كاوش هاي انجام شده در محوطه ي مقبره ي شمس تبريزي در شهرستان خوي، دو اسكلت متعلق به دوره ي اسلامي كشف شدند.

به گزارش ايسنا، در اين كاوش هاي كه توسط كارشناسان ميراث فرهنگي اين استان انجام شدند، دو اسكلت در محوطه ي مقبره‌ي شمس تبريزي به‌دست آمدند.

گمانه زني هاي نخستين بر اين فرض استوارند كه اين اسكلت ها به شمس تبريزي و يكي از شاگردان او متعلق اند كه در اين محل به خاك سپرده شده اند.

مطالعات روي اسكلت‌هاي كشف شده ادامه دارد و اطلاعات بيشتر در اين باره در روزهاي آينده منتشر خواهند شد.

مناره ي شمس در محله ي امامزاده ي خوي واقع شده وبا استنادات تاريخي كه دكتر محمدامين رياحي و برخي ديگر از محققان آورده اند، مقبره ي شمس در اين مكان است؛ اما با اين حال، هنوز اقدام شايسته و مناسبي براي بازسازي مناره و آزاسازي محوطه ي اطراف آن انجام نشده است.

براساس اعلام، قرار است كه كنگره ي بزرگ شمس تبريزي با همكاري فرهنگستان هنر، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و فرمانداري خوي در مزار و آرامگاه اين عارف جهاني در خوي، در ماه آينده با حضور انديشمندان داخلي و خارجي برگزار شود.

نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی|

مطالعات باستان‌شناختي مناره ‌شمس‌تبريزي درخوي آغاز شد

مطالعات باستان شناختي اطراف مناره شمس تبريزي در شهرستان خوي با هدف انجام مطالعات و گمانه زني در خصوص بررسي و اثبات روايت هاي تاريخي اين مناره آغاز شد.

 سرپرست هيات مطالعات باستان شناختي مناره شمس تبريزي درخوي با اعلام اين خبر به خبرنگار ايرنا افزود: چهار گمانه مطالعاتي در اطراف مناره و به موازات و فواصل مختلف آن اجرا مي‌شود. "

رضا حيدري،" اظهار داشت: يكي از گمانه هاي مطالعاتي دراين منطقه، منجر به يافتن تدفين هاي دوره اسلامي در اين مناره شده كه نشانه مثبتي در خصوص تأييد دفن شمس تبريزي در اين مكان است.

 وي با اشاره به اينكه زمان درگذشت شمس تبريزي قرن هفتم هجري (دوره اسلامي) است، تصريح كرد: پيدايش تدفين هاي دوره اسلامي در اين مكان مي‌تواند نشانه مثبتي براي وجود مدفن شمس تبريزي در اين مناره باشد.

وي با اشاره به زمان يك ماهه مطالعات باستان شناختي اين مناره گفت: اگر اين گمانه زني‌ها منجر به پيدايش قبرستاني از زمان قرن هفتم هجري در اين مكان شود، به طور قطع مي‌تواند محل دفن شمس تبريزي نيز باشد.

مدير پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان غربي افزود: اخيرا در تركيه محلي را در منطقه قونيه كه مولانا در آنجا دفن شده، به عنوان مدفن شمس تبريزي به جهانيان و يونسكو معرفي كرده اند.

حيدري تصريح كرد: با توجه به اينكه امسال سال مولانا نامگذاري شده، كشور تركيه با پذيرايي از خيل علاقه‌مندان اين شاعر فارسي زبان سعي در القاي اين موضوع دارد كه مولانا شاعري ترك زبان بوده كه برخي اشعار خود را به "شاخه‌اي ناشناخته از زبان تركي" سروده است.

اين كارشناس ميراث فرهنگي، تصريح كرد: اين درحالي است كه همه جهانيان و علاقه مندان به فرهنگ و ادبيات مي دانند، مولانا ايراني است و اشعار وي به زبان فارسي و بخشي هم عربي سروده شده است.

وي با اشاره به وجود مناره شمس تبريزي در شهر خوي و وجود روايت هاي مبني بر دفن وي در اين محل گفت: انجام اين مطالعات باستان شناختي و بررسي نتايج حاصله نقش مهمي در كذب بودن ادعاي تركيه و همچنين وجود مدفن شمس در ايران و ايراني بودن مولانا خواهد داشت.

 

نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی| |

آيين بزرگداشت هشتصدمين سال مولانا همزمان در تهران، تبريز و خوي برگزار مي شود

آيين بزرگداشت هشتصدمين سال مولانا به مدت هشت روز در فرهنگسراي هنر در تهران برگزار مي شود.

دكتر مجيد سرسنگي، قائم مقام سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در نخستين نشست خبري خود با خبرنگاران با بيان اين مطلب، به جزئيات برنامه هاي بزرگداشت مولانا اشاره كرد و گفت: به مناسبت سال مولانا كه از سوي يونيسف اعلام شد، كشورهاي مختلفي برنامه‌هايي را برگزار كردند كه در اين راستا در ايران علاوه بر برگزاري كنگره بين‌المللي مولانا كه از ششم آبان در تهران، خوي و تبريز برگزار مي شود، سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران نيز در روزهاي 4 تا 11 آبان برنامه‌هاي ويژه اي را در فرهنگسراي هنر برگزار مي‌كند.

وي ادامه داد: سازمان با توجه به خلاءهايي كه وجود دارد، برنامه هاي بزرگداشت مولانا را در بخش هاي نمايشگاهي، موسيقي و تئاتر و سخنراني استادان ايراني از جمله دكتر الهي قمشه اي اجرا خواهد كرد.

سرسنگي به نمايشگاه هاي عكس، مينياتور، خوشنويسي و نقاشي و اجراي نمايش مثنوي‌خواني و نمايش فيلم اشاره كرد و گفت: در بخش موسيقي با گروه هاي ايراني به توافق رسيده ايم و در بخش گروه هاي خارجي در حال رايزني با كشورهاي تاجيكستان و افغانستان هستيم.

وي به برنامه هاي تئاتر اشاره كرد و گفت: گروه هاي نمايشي در حال تمرين بوده و با انتخاب گروهي، چهار نمايش در اين ايام روي صحنه مي رود.

قائم مقام سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران با اشاره به مشاركت موزه سينما و فرهنگستان هنر در برگزاري بزرگداشت مولانا، خاطرنشان كرد: پرداختن به مولانا پاسداشت ميراث بزرگ و كهن فرهنگ ايراني است و اين حركت مي تواند مقدمه خوبي باشد تا سال آينده كه سال <رودكي> نامگذاري شده، برنامه هاي بزرگتري داشته باشيم.

سرسنگي تصريح كرد: البته برگزاري چنين برنامه‌هايي وظيفه اصلي سازمان نيست و در ايران نهادهاي مسئول ديگري وجود دارد كه اين كار را انجام دهند و بايد نگاه كلان‌تر به آن داشته باشيم، نبايد نگران اين باشيم كه ديگر كشورها، مولانا را از آن خود بدانند، بايد به اين فكر باشيم كه افكار و انديشه هاي اين عارف و شاعر بزرگ را بشناسانيم.

وي به برگزاري هفته فرهنگي تركيه در تهران و هفته فرهنگي ايران در تركيه اشاره كرد و گفت: اين برنامه نيز قرار است آذر ماه برگزار شود
نوشته شده در ساعت توسط سعید خویی| |


Design By : Night Skin

آگهی رایگان